برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1721 100 1
شبکه مترجمین ایران

varying


مختلف، متنوع، جوربجور

واژه varying در جمله های نمونه

1. varying degrees of temperature
درجات مختلف حرارت

2. varying opinions
عقاید متفاوت

3. Racism still exists to varying degrees.
[ترجمه ترگمان]نژاد پرستی هنوز هم در درجات متفاوتی وجود دارد
[ترجمه گوگل]نژاد پرستی در درجه های مختلف وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. New techniques were introduced with varying degrees of success.
[ترجمه ترگمان]تکنیک‌های جدید با درجات مختلفی از موفقیت معرفی شدند
[ترجمه گوگل]تکنیک های جدید با درجات مختلف موفقیت معرفی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Food was provided in varying amounts.
[ترجمه ترگمان]غذا در مقادیر مختلفی تامین می‌شد
[ترجمه گوگل]غذا در مقادیر مختلف عرضه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Different writers will prepare to varying degrees.
[ترجمه ترگمان]نویسندگان مختلف برای درجات مختلف آماده خواهند شد
[تر ...

معنی کلمه varying به انگلیسی

varying
• changing; giving variety to
varying circumstances
• changing conditions, change in stability

varying را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شیرین زمانی
از x تا y متغیر است...
Mahsa
تغییر میکند
SSB 💫
انواع
طبیبی
گوناگون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی varying

کلمه : varying
املای فارسی : وریینگ
اشتباه تایپی : رشقغهدل
عکس varying : در گوگل

آیا معنی varying مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )