برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1653 100 1
شبکه مترجمین ایران

van

/ˈvæn/ /væn/

معنی: پیشرو، جلو دار، پیشقدم، پیشگام، پیشقراول، بال جناح، کامیون سر بسته
معانی دیگر: دریاچه ی وان (در شرق ترکیه ـ 3755 کیلومتر مربع)، مخفف: vanguard، (شعر قدیم) بال، (از ریشه های فارسی: کاروان)، وانت، (اتومبیل) بارکش کوچک، (انگلیس) واگن باری، کامیون کـوچـک، (انگلیس) رجوع شود به: trailer، با وانت حمل کردن، (در نام های خانوادگی هلندی) از، - ی، وابسته به (محل بخصوص)، پیشوا، رهبرکردن، جلو داربودن

بررسی کلمه van

اسم ( noun )
• : تعریف: the foremost part or division of a movement or force, esp. a military force; forefront; vanguard.
اسم ( noun )
• : تعریف: a vehicle similar to a car but with a higher ceiling and with greater capacity behind the front seats for goods, equipment, or people. A van usually has a sliding door on one side and may or may not have windows in the rear.

- Workers loaded our furniture into the moving van.
[ترجمه ترگمان] کارگران اسباب و اثاثه ما را در ون متحرک بار کردند
[ترجمه گوگل] کارگران مبلمان ما را در ون متحرک بارگذاری کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه van در جمله های نمونه

1. The inside of a van was as good a place as any to hold a kidnap victim.
[ترجمه ترگمان]داخل یک ون، جای خوبی برای گرفتن یک قربانی آدم‌ربایی بود
[ترجمه گوگل]در داخل یک ون محل جسمانی خوبی بود تا قربانی قربانی را نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The terrorists parked the van with its deadly cargo in a dark alleyway.
[ترجمه ترگمان]تروریست‌ها این ون را با محموله مرگبار خود در کوچه تاریک پارک کردند
[ترجمه گوگل]تروریست ها با کامیون های مرگبار خود در یک کوچه ی تاریک پارک شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He pulled out to overtake the van.
[ترجمه ترگمان]او بیرون آمد تا به ون برسد
[ترجمه گوگل]او کشیده شد تا به ون برسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They loaded up the van with sacks of flour.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها وانت را با کیسه‌های آرد پر کردند
[ترجمه گوگل]آنها وان را با کیسه های آرد لود کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف van

پیشرو (اسم)
chief , progenitor , forerunner , antecessor , pioneer , precursor , pathfinder , herald , harbinger , fugleman , postilion , van , front man , futurist , outrider , postillion
جلو دار (اسم)
footman , herald , harbinger , van , front man , vanguard
پیشقدم (اسم)
leader , pioneer , protagonist , van , pacemaker
پیشگام (اسم)
pioneer , van
پیشقراول (اسم)
van
بال جناح (اسم)
van
کامیون سر بسته (اسم)
van

معنی عبارات مرتبط با van به فارسی

(لایه ی متشکل از الکترون ها و پروتون های پرانرژی که دور کره ی زمین را به ارتفاع میان 400 و 64370 کیلومتر فرا گرفته است) کمربند تابشی ون الن، کمربندهای تابشی وان الن
مارتین ون بورن (هشتمین رییس جمهور امریکا)
(برق) نیروزای وندگراف
وندر والز (فیزیکدان هلندی)
(فیزیک) نیروهای وندروالز
نام سابق: tasmania
کارل وندورن (نویسنده ی امریکایی)
وندایک (نقاش هلندی)
ون آیک (نقاش هلندی)
ونگوگ (نقاش هلندی)
ون گوگ (نقاش هلندی) (رجوع شود به: van gogh)
یخدان، صندوقچه محکم
یکجوربارکش برای بردن اثاثیه

مخفف van

عبارت کامل: Value Added Network
موضوع: کامپیوتر
شبکه های ارزش افزوده

معنی van در دیکشنری تخصصی

van
[عمران و معماری] پره - تیغه - دیوار تقسیم
[زمین شناسی] در زمین شناسی یخچالی، اصطلاح رایج در آلپ فرانسه برای سیرک یخچالی.
[زمین شناسی] کمربند وان آلن - محدوده هایی از میدان مغناطیسی زمین که تشعشعات کیهانی زا درون خویش محبوس ساخته و از برخورد آنها به سطح زمین جلوگیری می کنند .
[برق و الکترونیک] کمربند ون - آلن ؛ کمربند تابش یکی از کمربندهای تابش یونیده ساز که زمین ر احاطه کرده اند ، یکی از آنها در حدود 3200km یا( 2000mi) دیگری در حدود 16000 کیلومتر ( 10000mi ) و یکی دیگر در حدود 32000 کیلومتر ( 20000mi) بالاتر از سطح زمین قرار گرفته است . تابش های تشکیل شده از پروتونها و الکترونهایی که بیشتر از خورشید و به صورت بادهای خورشیدی می آیند در میدان مغناطیسی زمین به دام می افتند در طول طوفانهای خورشیدی شدید ذراتی با انرژی بالا مستقیماً از خورشید به این کمربند می رسند و در آن از آن اضافه بار به وجود می آورند ، که سقوط ذرات زیادی از کمربند به سمت قطبهای زمین سبب ایجاد شفق قطبی می شود.
[آب و خاک] کمربند تابشی وان آلن
[برق و الکترونیک] آرایه ون آتا آرایه آنتنی که دارای زوجهایی از بازتابنده های گوشه ای یا عناصر هم فاصله دیگر از مرکز آرایه است . این عناصر با خطوط انتقال کم تلفات به یکدیگر متصل شده اند به طوری که سیگنال دریافت شده به صورت پرتو باریکی به منبع آن برگردانده می شود تا سبب افزایش سیگنال بدون تقویت آن شود.
[آب و خاک] فشردگی سیال هنگام خروج
Van de Graaff generator ...

معنی کلمه van به انگلیسی

van
• large closed vehicle used for transporting goods or people; railroad car (british)
• a van is a vehicle like a large car or small lorry that is used for carrying goods.
van de graaff generator
• electrostatic generator, device which produces electrical discharges at high voltage
van der waals
• johannes diderik van der waals (1837-1923), dutch physicist, winner of the 1910 nobel prize in physics; family name
van eyck
• jan van eyck (c1390-1441), flemish renaissance painter; hubert van eyck (1370-1426), flemish renaissance painter brother of jan van eyck; family name
van gogh
• family name; vincent van gogh (1853-1890), dutch postimpressionist painter, creator of "starry night"
van morrison
• (born 1945) northern irish singer and songwriter
commercial van
• van which is used for business travel and deliveries
delivery van
• truck used to transport goods
guards van
• the guard's van of a train is a small carriage in which the guard travels.
pantechnicon van
• (british) large van for moving furniture, moving van

van را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

zahra
کامیون بزرگ سربسته
Reyhaneh
کامیون سر بسته
مهرسا بابادی
وَن(نوعی ماشین)
ata
ماشین سر بسته
Mohammad Hosein
در مباحث علوم پایه پزشکی:
Vain: سیاهرگ
Artery: سرخرگ
Nerve: عصب
حاله
اتومبیل سواری که حداقل بیشتر از ۵ نفر ظرفیت دارد
akamrahimi50@gmail.com
کفش مخصوص اسکیت، ون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی van

کلمه : van
املای فارسی : وان
اشتباه تایپی : رشد
عکس van : در گوگل

آیا معنی van مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )