برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1626 100 1
شبکه مترجمین ایران

valley

/ˈvæli/ /ˈvæli/

معنی: گودی، جلگه، شیار، دره، وادی، میانکوه
معانی دیگر: بازه

بررسی کلمه valley

اسم ( noun )
حالات: valleys
(1) تعریف: a long area of relatively low elevation, often having a stream bed at the bottom, surrounded by mountains or hills.
مترادف: dale, vale
مشابه: basin, bowl, canyon, chasm, coulee, defile, dell, glen, gorge, gulch, gully, hollow, ravine

(2) تعریف: any hollow or depression suggestive of a valley.
مترادف: hollow
مشابه: basin, bowl, concavity, depression

واژه valley در جمله های نمونه

1. a valley overshadowed by high mountains
دره‌ای که کوه‌های بلند بر آن سایه افکنده است

2. an airy valley
دره‌ی پر باد

3. the mississippi valley
دره‌ی می‌سی‌سی‌پی

4. the floor of the valley
ته دره

5. thunder reechoed through the valley
تندر دوباره در دره طنین‌انداز شد.

6. good earth in a broad valley
خاک خوب در دره‌ای پهناور

7. heavy mist hung in the valley and obscured the mountains
مه سنگینی دره را فرا گرفته و کوه‌ها را تار کرده بود.

8. the fort commands the entire valley
قلعه به همه‌ی دره مسلط است.

9. a record snow is smothering the valley
یک برف بی‌سابقه دره را پوشانده است.

10. a train banging along down the valley
یک قطار راه آهن که تلق تلق کنان در سرازیری دره حرکت می‌کرد.

11. a train buffeting along through the valley
قطاری که به سختی در راستای دره حرکت می‌کرد

12. rustic houses nestling in the green valley
خانه‌های روستایی که در دره‌ی سرسبز قرار دارند

13. a heavy mi ...

مترادف valley

گودی (اسم)
hollow , groove , hole , bezel , valley , delve , dimple , dent , depth , dint , lacuna
جلگه (اسم)
plain , flat , champaign , valley , plat , flatland
شیار (اسم)
groove , track , corrugation , list , valley , thread , furrow , rake , ruck , flute , stria
دره (اسم)
vale , mote , valley , dene
وادی (اسم)
valley
میانکوه (اسم)
valley

معنی عبارات مرتبط با valley به فارسی

دره ی مرگ (در جنوب خاوری کالیفرنیا و جنوب ایالت نوادا در امریکا ـ ارتفاع آن: 86 متر زیر سطح دریا)
(زمین شناسی) دره ی گسل بزرگ (یا فرورفتگی زمین که از دره ی رود اردن شروع شده به حبشه و سومالی و ناحیه ی دریاچه های افریقای شرقی ادامه می یابد)
نام بخشی از جنوب ایالت کالیفرنیا که از نظر کشاورزی بسیار غنی است
(گیاه شناسی) موگه، گل برف (convallaria majalis از خانواده ی lily که گل های خوشبو و زنگوله مانند و سپید دارد)، زنبق الوادی، موگه بهار
رجوع شود به: great rift valley
(نام ناحیه ای در جنوب خاوری سانفرانسیسکو که شرکت های کامپیوتری در آن متمرکز هستند) دره ی سیلیکن

معنی valley در دیکشنری تخصصی

valley
[عمران و معماری] دره - نقطه مینیمم - آبروی کنار سقف - آبروی لب بام - محل اتصال دو سطح بام - آبروی مشترک بین دو شیب بام
[زمین شناسی] دره - چاله باریک و درازی در سطح زمین، معمولاً با یک شیب بالنسبه منظم به سمت پایین رودخانه یا نهری در آن جریان دارد که با تخریب سنگهای سطح زمین دره مربوط را بوجود آورده است
[کوه نوردی] دره
[آب و خاک] دره عمیق یا دره تنگ
[زمین شناسی] رشد کف دره - مواد سست و جدا از هم که وارد کف دره می شوند و بر روی آن قرار می گیرند (ملوت، 1928).
[زمین شناسی] سیرک رأس دره ای - سیرکی که در نوک یک ده تشکیل می شود. مقایسه شود با: سیرک آویزان.
[زمین شناسی] یخرفت حلقه دره ای ، یخرفت حلقه ای.
[زمین شناسی] یخرفت جانب دره ای ، یخرفت جانبی.
[زمین شناسی] محور دره - اصطلاحی که توسط وودفورد (ص الف 803، 1951) برای جایگزینی thalweg استفاده شد، که حاکی “نیم رخ سطح در امتداد خط مرکز دره” دارد.
[عمران و معماری] تخته زیر آبروی کنار بام
[زمین شناسی] کف دره ، بستر دره.
...

معنی کلمه valley به انگلیسی

valley
• low area of land located between hills or mountains
• a valley is a long, narrow area of land between hills, often with a river flowing through it.
valley line
• imaginary line along the length of the lowest points in an area
valley of jezreel
• valley located in the lower galilee (israel)
valley of rehavya
• neighborhood in jerusalem located by the valley from which the wood for the crucifix of jesus was taken (according to christian tradition)
valley of the giants
• valley between jerusalem and bethlehem (israel)
valley of the shadow of death
• passage into death, despair, miserable place or period in one's life, hell
beit shean valley
• valley in israel bordered on the east by jordan (named for the ancient and modern day city of beit shean located in the center of the valley)
bekaa valley
• beqaa valley, fertile valley in southeast lebanon
beqaa valley
• bekaa valley, fertile valley in lebanon
death valley
• arid basin in southeastern california and southwestern nevada (lowest point in north america)
great rift valley
• geological depression in southwest asia and eastern africa that stretches from northern syria along the valley of the jordan river to mozambique
hula valley
• valley in northern israel surrounding lake hula
jordan valley
• lowland area on the border between israel and jordan
lily of the valley
...

valley را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

DORSA💕
دره
🖤Elena
گودی، دره
Death valley
دشت ، صحرا
سعید رحیمی
[معماری] آب رو
Bahar👑
دره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی valley

کلمه : valley
املای فارسی : ولی
اشتباه تایپی : رشممثغ
عکس valley : در گوگل

آیا معنی valley مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )