برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1403 100 1

Vanilla

/vəˈnɪlə/ /vəˈnɪlə/

معنی: ثعلب، وانیل، وانیلی، درخت وانیل
معانی دیگر: (ماده ای که از تخم وانیل می گیرند و به خوراک طعم می دهد) وانیل، (گیاه شناسی) وانیل (جنس vanilla - ارکیده ی بالارو نواحی استوایی امریکا)، تخم وانیل (vanilla bean هم می گویند)

بررسی کلمه Vanilla

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of several tropical orchids whose fruit contains a fragrant flavoring agent.

(2) تعریف: the podlike fruit of this plant, used as a flavoring or extracted for flavoring or fragrance; vanilla bean.

(3) تعریف: the extract of this fruit dissolved in alcohol and used as a flavoring or in perfume.

- The cookie recipe called for two teaspoons of vanilla.
[ترجمه ترگمان] دستور العمل کلوچه، دو قاشق چای خوری وانیل را داد
[ترجمه گوگل] دستور العمل کوکی برای دو قاشق چای خوری وانیل سفارش داده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
• : تعریف: flavored with vanilla.

- Vanilla ice cream is very popular.
[ترجمه ترگمان] بستنی وانیلی بسیار مشهور است
[ترجمه گوگل] بستنی وانیلی بسیار محبوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Vanilla در جمله های نمونه

1. vanilla extract
عصاره‌ی وانیل

2. vanilla ice cream
بستنی وانیلی

3. cinnamon, vanilla and other flavors
دارچین و وانیل و سایر چاشنی‌ها

4. the cake had alternate layers of chocolate and vanilla
کیک یک در میان از لایه‌های شکلات و وانیل درست شده بود.

5. Which flavor do you want - chocolate or vanilla?
[ترجمه ترگمان]کدوم مزه می خوای؟ شکلات یا وانیل؟
[ترجمه گوگل]کدام عطر و طعم شما می خواهید - شکلات یا وانیل؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Add a few drops of vanilla essence.
[ترجمه ترگمان]چند قطره از عصاره وانیل را اضافه کنید
[ترجمه گوگل]چند قطره ذرت وانیل اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The pudding was delicately flavoured with vanilla.
[ترجمه ترگمان]دسر با طعم وانیل با طعم وانیل به مشام می‌رسید
[ترجمه گوگل]پودینگ با وانیل به طرز محسوسی تقسیم شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Vanilla

ثعلب (اسم)
salep , saloop , orchid , vanilla
وانیل (اسم)
vanilla
وانیلی (اسم)
vanilla
درخت وانیل (اسم)
vanilla

معنی عبارات مرتبط با Vanilla به فارسی

(گیاه شناسی) وانیل وحشی (trilisa odoratissima از خانواده ی composite)

معنی Vanilla در دیکشنری تخصصی

vanilla
[کامپیوتر] ساده - ( اصطلاحی عامیانه) ساده ، بدون ویژگیهای اضافی ،مثلاً ممکن است فردی در مورد« ویندوز 95 ساده» در مقابل ویندزو 95 با ویژگی Active Desktop صحبت کند. این واژه حاصل سوء تفاهم رایجی است که درباره ی نامطلوب بودن بستنی وانیلی وجود دارد. اگر علامت بستنی خوب قفط به رنگ آن مربوط بود نه به طعم آن ، این قضاوت ممکن بود درست باشد.

معنی کلمه Vanilla به انگلیسی

vanilla
• type of vine cultivated for its seed pods from which a popular flavor is extracted; seed pod of the vanilla plant; flavor extracted from the vanilla plant, any synthetically produced flavor resembling the vanilla flavoring
• vanilla is a flavouring used in ice cream and other sweet food.
vanilla extract
• liquid which is obtained from a vanilla plant and used for cooking
vanilla ice
• (born 1968 as robert van winkle) american rap musician
vanilla sugar
• sugar mixture that contains vanilla and is used in baking and making candy
chocolate vanilla
• ice cream which comes in the flavors of chocolate and vanilla

Vanilla را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nasim &nafas
پودر وانیل که در اکثر کیک ها و شیرینی ها به کار می رود.😉
آرش
Slang = Ordinary / Boring

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی vanilla
کلمه : vanilla
املای فارسی : وانیلیا
اشتباه تایپی : رشدهممش
عکس vanilla : در گوگل

آیا معنی Vanilla مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )