usher out

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
با احترام بیرون فرستادن؛ راهنمایی کردن به خروج؛ اخراج کردن ( با ادب ) ؛ بیرون بردن؛ مرخص کردن
🔸 مثال ها:
• The aide ushered the visitors out after the meeting.
دستیار پس از جلسه، بازدیدکنندگان را با احترام به بیرون راهنمایی کرد.
...
[مشاهده متن کامل]

• The manager was ushered out of the building after being fired.
مدیر پس از اخراج، از ساختمان بیرون برده شد.
• The usher ushered the late guests out quietly.
مأمور تشریفات، مهمانانی را که دیر رسیده بودند، بی سروصدا به بیرون راهنمایی کرد.