usher away

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ( کسی را ) با ادب و معمولاً سریع از جایی خارج کردن / دور کردن
• ( در معنایِ رسمی ) کسی را از یک مراسم یا محل خارج کردن
• همراهی کردنِ کسی برایِ ترکِ یک مکان ( معمولاً با احترام یا فوریت )
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• "After the speech, the president was ushered away by his security team. "
پس از سخنرانی، رئیس جمهور توسطِ تیمِ امنیتی اش از محل دور شد.
• "The ambassador was ushered away from the media before he could answer any questions. "
سفیر قبل از اینکه بتواند به سوالاتی پاسخ دهد، از رسانه ها دور شد.
• "The organizers ushered away the protesters from the entrance of the building. "
برگزارکنندگان، معترضان را از ورودیِ ساختمان دور کردند.
🔸 نکته:
• این فعل عبارتی در متونِ سیاسی، خبری، و رسمی برایِ اشاره به خروجِ برنامه ریزی شده یا اجباریِ یک فرد از یک مکان به کار می رود.
• تفاوت آن با "remove" در این است که "remove" به برداشتن یا دور کردنِ کامل اشاره دارد، در حالی که "usher away" بر همراهیِ مؤدبانه و همراه با تشریفات تأکید دارد.