🔸 معادل فارسی:
• نقشه ها و برنامه ها را به هم ریختن
• روند عادی چیزی را مختل کردن
• مشکل و بینظمی در پروژه ها یا فرآیندها ایجاد کردن
🔸 مثال ها:
( در مذاکرات )
The sudden resignation of the CEO upset the cart of the merger talks.
... [مشاهده متن کامل]
استعفای ناگهانی مدیرعامل، نقشه های مذاکرات ادغام را به هم ریخت.
( در پروژه های نرم افزاری )
Adding a new feature at this stage will upset the cart.
افزودن یک ویژگی جدید در این مرحله، فرآیند را مختل خواهد کرد.
( در خانواده و روابط شخصی )
Please don't upset the cart by mentioning politics at dinner.
لطفاً با مطرح کردن سیاست سر شام، فضا را به هم نریزید ( مختل نکنید ) .
( در بازار مالی )
The new tax law upset the cart for small investors.
قانون مالیاتی جدید، برنامه های سرمایه گذاران خرد را به هم ریخت.
• نقشه ها و برنامه ها را به هم ریختن
• روند عادی چیزی را مختل کردن
• مشکل و بینظمی در پروژه ها یا فرآیندها ایجاد کردن
🔸 مثال ها:
( در مذاکرات )
... [مشاهده متن کامل]
استعفای ناگهانی مدیرعامل، نقشه های مذاکرات ادغام را به هم ریخت.
( در پروژه های نرم افزاری )
افزودن یک ویژگی جدید در این مرحله، فرآیند را مختل خواهد کرد.
( در خانواده و روابط شخصی )
لطفاً با مطرح کردن سیاست سر شام، فضا را به هم نریزید ( مختل نکنید ) .
( در بازار مالی )
قانون مالیاتی جدید، برنامه های سرمایه گذاران خرد را به هم ریخت.