upgrade

/əpˈɡreɪd//ˌʌpˈɡreɪd/

معنی: سر بالایی، ترفیع، بهبود امکانات، بالا بردن یا ترقی دادن، بالا بردن، بطرف بالا، از درجه بالا
معانی دیگر: (به ویژه راه) سربالا، (دام) اصلاح نژاد کردن، بهنژاد کردن، (محصول) بهتر کردن، بهسازی کردن، (رتبه و مقام و شغل) ترفیع دادن، زینه دادن، پایه دادن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
عبارات: on the upgrade
• : تعریف: an upward slope or incline.
متضاد: downgrade
مشابه: ascent, rise
صفت ( adjective )
• : تعریف: of, relating to, or situated on an upward incline; uphill.

- the upgrade angle of elevation
[ترجمه مهران] ارتقاءدر موقعیت
|
[ترجمه گوگل] زاویه ارتقاء ارتفاع
[ترجمه ترگمان] درجه ارتقا ارتفاع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
قید ( adverb )
• : تعریف: on an upward slope.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: upgrades, upgrading, upgraded
• : تعریف: to raise to a higher level of quality, rank, or importance.
متضاد: demote, downgrade
مشابه: elevate, enhance, exalt

- Her job was upgraded recently.
[ترجمه گوگل] شغل او اخیرا ارتقا یافته است
[ترجمه ترگمان] شغلش اخیرا ارتقا یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. on the upgrade
روبه رونق،روبه بهبود،روبه خوبی

2. a locomotive going upgrade
لوکوموتیوی که در سربالایی حرکت می کند

3. You'll need to upgrade your hard drive to 4Mb before running this software.
[ترجمه گوگل]قبل از اجرای این نرم افزار باید هارد دیسک خود را به 4 مگابایت ارتقا دهید
[ترجمه ترگمان]شما باید رانندگی سخت خود را قبل از اجرای این نرم افزار به ۴ - Mb ارتقا دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The money will enable us to upgrade the town's leisure facilities.
[ترجمه گوگل]این پول ما را قادر می سازد تا امکانات تفریحی شهر را ارتقا دهیم
[ترجمه ترگمان]این پول ما را قادر خواهد ساخت تا امکانات تفریحی شهر را ارتقا دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's quite simple to upgrade the indexing software.
[ترجمه گوگل]ارتقاء نرم افزار نمایه سازی بسیار ساده است
[ترجمه ترگمان]ارتقا نرم افزار شاخص گذاری بسیار ساده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We are looking to upgrade the existing facilities.
[ترجمه گوگل]به دنبال ارتقای امکانات موجود هستیم
[ترجمه ترگمان]ما به دنبال ارتقا امکانات موجود هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You can upgrade from self-catering accommodation to a hotel.
[ترجمه گوگل]شما می توانید از محل اقامت خود پذیرایی به هتل ارتقا دهید
[ترجمه ترگمان]شما می توانید از محل اقامت خود برای تهیه غذا به هتل ارتقا پیدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Existing users will be able to upgrade their software at a reduced price.
[ترجمه گوگل]کاربران موجود قادر خواهند بود نرم افزار خود را با قیمتی کمتر ارتقا دهند
[ترجمه ترگمان]کاربران موجود قادر خواهند بود نرم افزار خود را با قیمت پایین ارتقا دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You can always upgrade a bit further down the road if you want.
[ترجمه گوگل]اگر بخواهید، همیشه می توانید کمی بیشتر در مسیر ارتقا دهید
[ترجمه ترگمان]اگر بخواهید، همیشه می توانید کمی دورتر از جاده را ارتقا دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We can upgrade you to business class.
[ترجمه گوگل]ما می توانیم شما را به کلاس تجاری ارتقا دهیم
[ترجمه ترگمان]ما می توانیم شما را به کلاس تجاری ارتقا دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The plan aimed to upgrade existing industries and to attract a number of new ones, such as financial services.
[ترجمه گوگل]هدف این طرح ارتقاء صنایع موجود و جذب تعدادی از صنایع جدید مانند خدمات مالی بود
[ترجمه ترگمان]هدف از این برنامه ارتقا صنایع موجود و جذب تعدادی از شرکت های جدید مانند خدمات مالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. High speed, high power, high storage, high upgrade potential - the CompuADd 325 offers them all.
[ترجمه گوگل]سرعت بالا، قدرت بالا، ذخیره سازی بالا، پتانسیل ارتقاء بالا - CompuADd 325 همه آنها را ارائه می دهد
[ترجمه ترگمان]سرعت بالا، قدرت بالا، ذخیره سازی بالا، پتانسیل ارتقا بالا - the ۳۲۵ همگی آن ها را ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Knowledge of their applications is vital to upgrade managerial skills and to enhance advancement opportunities.
[ترجمه گوگل]آگاهی از کاربردهای آنها برای ارتقای مهارت های مدیریتی و افزایش فرصت های پیشرفت حیاتی است
[ترجمه ترگمان]دانش کاربرد آن ها برای ارتقا مهارت های مدیریتی و افزایش فرصت های پیشرفت حیاتی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. How could we upgrade customer service?
[ترجمه گوگل]چگونه می توانیم خدمات مشتری را ارتقا دهیم؟
[ترجمه ترگمان]چگونه می توانیم خدمات مشتری را ارتقا دهیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. You probably should upgrade to System as well.
[ترجمه گوگل]احتمالاً باید به سیستم نیز ارتقا دهید
[ترجمه ترگمان]احتمالا شما باید به سیستم نیز ارتقا دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. A 0 user can upgrade for free.
[ترجمه گوگل]یک کاربر 0 می تواند به صورت رایگان ارتقاء دهد
[ترجمه ترگمان]یک کاربر ۰ می تواند به طور رایگان ارتقا یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

سربالایی (اسم)
acclivity, uphill, accolade, haughtiness, arrogance, ascent, rise, upgrade

ترفیع (اسم)
raise, advancement, promotion, upgrade, elevation, lift, preference, mount, elation, preferment

بهبود امکانات (اسم)
upgrade

بالا بردن یا ترقی دادن (فعل)
up, upgrade

بالا بردن (فعل)
raise, enhance, boost, upgrade, lift, amplify, elevate, uplift, bump up, horse, heighten, elate, enthrone, sublimate, hoist, upraise

بطرف بالا (قید)
atop, upgrade, upwards, skyward, upward

از درجه بالا (قید)
upgrade

تخصصی

[عمران و معماری] سربالایی - فراز
[کامپیوتر] ترفیع ؛ بهبود امکانات
[زمین شناسی] سربالایی، فراز

انگلیسی به انگلیسی

• update, installation of a newer version of a program or the replacing of a system component with a newer component (computers); hill, acclivity; coupon granting a person to an upgrade; act of upgrading
improve, raise the quality of, exchange something for another of better quality
to upgrade something means to change it so that it is more important or better.

پیشنهاد کاربران

۱. ترفیع دادن ۲. بالا بردن ۳. کارآمدتر کردن. کارایی {چیزی را} بالا بردن. بهبود بخشیدن. مجهزتر کردن ۴. بهسازی ۵. بهبود. ترفیع
مثال:
Have you ever been upgraded to business class?
آیا تابحال به کلاس تجاری ترفیع داده شدید؟
( نرم افزار ) نسخه ی ارتقا یافته
upgrade = ارتقاء
Retrofit = بهسازی
improvement = بهبود
to improve the quality or usefulness of something, or change it for something newer or of a better standard
بهبود کیفیت یا سودمندی چیزی، یا تغییر آن به چیزی جدیدتر یا استانداردتر، ارتقاء دادن یک برنامه به نسخه بالاتر و با کیفیت تر، روز آمد کردن چیزی
...
[مشاهده متن کامل]

It's very simple to upgrade the indexing software.
Consider upgrading your buildings insurance policy every five to 10 years.
They have not yet upgraded to fully digital technology.
We've decided to upgrade our old computer.
The system is currently being upgraded.
You'll need to upgrade the memory if you want to run this program.

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/upgrade?q=upgrade
ارتقا دادن و پیشرفت کردن
ارتقا دادن
به آمدسازی
به معنای این که از ریشه یه چیزی رو تغییر دادن . یه تغییر کلی . ارتقاء دادن .
تفاوتش با update در سطحی بودن کلمه، اپدیت هست.
( به ویژه در راه ) سربالایی
upgrade ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: ارتقا دادن
تعریف: عمل جانشین کردن سخت‏افزارها یا نرم‏افزارهای جدید به جای اجزای سامانۀ قدیمی، برای روزآمد کردن آن سامانه
بالا مقام

ترفیع
ارتقا
بهسازی
The newon
ارتقاء دادن

مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)

بپرس