سطح ریسک / شدت / مقدار چیزی رو بالاتر بردن
اوضاع رو جدی تر و رقابتی تر کردن
توقع یا فشار رو بیشتر کردن
اصلش از بازی های کارتی اومده. Ante پول اولیه ایه که بازیکن ها قبل از شروع بازی وسط می ذارن.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی می گن up the ante یعنی پول اولیه رو بیشتر کن ، بازی جدی تر میشه.
مثال های کاربردی:
The company upped the ante by offering higher salaries
شرکت با پیشنهاد حقوق بالاتر سطح رقابت رو برد بالا.
If you want to succeed, you need to up the ante
اگه می خوای موفق بشی باید سطح تلاشت رو ببری بالا.
She upped the ante in the competition with a brilliant performance
با یه اجرای عالی سطح رقابت رو برد بالا.
The manager upped the ante by setting stricter deadlines
مدیر با تعیین ددلاین های سخت تر سطح فشار رو برد بالا.
Success demands that you up the ante when things get tough
موفقیت ازت می خواد وقتی شرایط سخت میشه، جدی تر وارد شی.
اوضاع رو جدی تر و رقابتی تر کردن
توقع یا فشار رو بیشتر کردن
اصلش از بازی های کارتی اومده. Ante پول اولیه ایه که بازیکن ها قبل از شروع بازی وسط می ذارن.
... [مشاهده متن کامل]
وقتی می گن up the ante یعنی پول اولیه رو بیشتر کن ، بازی جدی تر میشه.
مثال های کاربردی:
شرکت با پیشنهاد حقوق بالاتر سطح رقابت رو برد بالا.
اگه می خوای موفق بشی باید سطح تلاشت رو ببری بالا.
با یه اجرای عالی سطح رقابت رو برد بالا.
مدیر با تعیین ددلاین های سخت تر سطح فشار رو برد بالا.
موفقیت ازت می خواد وقتی شرایط سخت میشه، جدی تر وارد شی.
فعل، اصطلاح
افزایش دادن خطرات یا خواسته های خود برای به دست آوردن مزیت بیشتر
... [مشاهده متن کامل]
دست بالا را گرفتن
۱. لرتقا و افزایش دادن، بالا بردن، سطح چالش، هزینه و خرج، مطالبه و چالش، خطر و مخاطره
۲. عرصه را تنگ کردن
۳. بازی و مرحله را سخت تر و پیچیده تر کردن
۴. فشار را بیشتر کردن فشار بیشتری آوردن
۵. دست را سنگین تر کردن
... [مشاهده متن کامل]
۶. فیتیله را بالا کشیدن
۷. قیمت را بالا کشیدن
۸. چیز بیشتری را عرضه کردن
۹. هزینه کرد را بیشتر کردن
۱۰. بیشتر مایه گذاشتن
۲. عرصه را تنگ کردن
۳. بازی و مرحله را سخت تر و پیچیده تر کردن
۴. فشار را بیشتر کردن فشار بیشتری آوردن
۵. دست را سنگین تر کردن
... [مشاهده متن کامل]
۶. فیتیله را بالا کشیدن
۷. قیمت را بالا کشیدن
۸. چیز بیشتری را عرضه کردن
۹. هزینه کرد را بیشتر کردن
۱۰. بیشتر مایه گذاشتن
زیاده خواهی
بالا بردن شرط ( افزایش دادن شرط ) ، بالا بردن خطر ، بالابردن کیفیت، فراتر رفتن
دست پیش گرفتن میشه one upmanship
سخت تر کردن اوضاع
دست پیش رو گرفتن
بالا بردن/افزایشِ مقدار شرط
I wanted to place a $10 bet on the soccer match, but Billy upped the ante and raised the bet to 50$.
به جان خرید خطر و زحمت برای رسیدن به هدف بزرگتر
If you up the ante, you increase your demands or the risks in a situation in order to achieve a better result
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)