up one's own backside

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
از خود راضی و بی خیال : توی خود بودن : به خودش مشغول بودن : از دنیای واقعی بی خبر بودن : خود برتربین و بی توجه بودن
🔸 مثال ها:
• The flight assistants were up their own backsides instead of helping her.
...
[مشاهده متن کامل]

مهمانداران سرشان توی خودشان بود و به او کمک نکردند.
• He's so far up his own backside he doesn't notice anyone else.
او آن قدر توی خودش است که هیچ کس دیگر را نمی بیند.
• Stop being up your own backside and listen for once.
دست از خودمحوری بردار و یک بار هم که شده گوش کن.
• They were too up their own backsides to see the real problem.
آن ها آن قدر به خودشان مشغول بودند که مشکل واقعی را ندیدند.