up a creek without a paddle

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• گیر افتادن بی چاره
• در مخمصه بودن
• در محاوره: افتادن تو هچل یا بی راه حل موندن
- - -
🔸 تعریف ها:
1. ** ( اصلی – تصویری ) :** در موقعیتی دشوار بودن بدون ابزار یا راه حل برای خروج.
...
[مشاهده متن کامل]

- مثال: *Without money, he was up a creek without a paddle. *
بدون پول، او کاملاً **گیر افتاده بود**.
2. ** ( کاربردی – عمومی ) :** ناتوانی در حل مشکل یا ادامه مسیر به دلیل نبود منابع یا کمک.
- مثال: *If the car breaks down here, we’ll be up a creek without a paddle. *
اگر ماشین اینجا خراب شود، ما **بی چاره ایم**.
3. ** ( ادبی – استعاری ) :** نماد درماندگی کامل در برابر شرایط سخت.
- - -
🔸 مترادف ها:
S. O. L. – stuck – in a bind – in hot water – helpless
- - -
🔸 ریشه شناسی:
• تصویر از قایقرانی: اگر در یک نهر ( creek ) باشید و پارو نداشته باشید، نمی توانید حرکت کنید.
• استعاره: در شرایط سخت بودن بدون ابزار یا راه حل.
• نخستین کاربرد در زبان عامیانه ی آمریکایی قرن نوزدهم.

بدشانسی آوردن. ( اصطلاح )