unweighted

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of weighted.

جمله های نمونه

1. Make several passes through the lie with an unweighted streamer then add enough shot so that the fly starts scraping bottom.
[ترجمه گوگل]با یک استریمر بدون وزن، چندین بار از دراز عبور دهید، سپس به اندازه کافی شات اضافه کنید تا مگس شروع به خراشیدن پایین کند
[ترجمه ترگمان]چندین عبور را از طریق دروغ با یک دستگاه streamer unweighted انجام دهید سپس به اندازه کافی عکس بریزید تا مگس شروع به scraping کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Based on unweighted sales from nine leading music accounts through the close of business Tuesday (May, "Narrow Stairs" registered a first-day sum of 5 000 copies.
[ترجمه گوگل]بر اساس فروش بدون وزن از 9 حساب موسیقی پیشرو تا پایان کار سه شنبه (مه)، "پله های باریک" مبلغی در روز اول 5000 نسخه ثبت کرد
[ترجمه ترگمان]براساس فروش unweighted از ۹ حساب اصلی موسیقی از اواخر روز سه شنبه (مه)، پله های باریک \"پله های باریک\" اولین مجموع ۵۰۰۰ نسخه را ثبت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Recently, a lot of authors have extended unweighted clustering coefficients to the weighted networks.
[ترجمه گوگل]اخیراً، بسیاری از نویسندگان ضرایب خوشه‌بندی غیروزنی را به شبکه‌های وزنی تعمیم داده‌اند
[ترجمه ترگمان]اخیرا، بسیاری از نویسندگان ضرایب خوشه بندی unweighted را به شبکه های وزن دار بسط داده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Previous research work is mainly about unweighted network, and there are few research work on weighted network.
[ترجمه گوگل]کارهای تحقیقاتی قبلی عمدتاً در مورد شبکه بدون وزن بوده و تحقیقات کمی در مورد شبکه وزنی وجود دارد
[ترجمه ترگمان]تحقیقات قبلی عمدتا در مورد شبکه unweighted است، و تحقیقات کمی در مورد شبکه وزن دار وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. In the US, an unweighted GPA is the average grade in all your classes based on a 0 scale.
[ترجمه گوگل]در ایالات متحده، معدل بدون وزن میانگین نمره در همه کلاس های شما بر اساس مقیاس 0 است
[ترجمه ترگمان]در ایالات متحده یک GPA unweighted درجه متوسط در تمام طبقات شما براساس یک مقیاس ۰ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Unweighted indices are simple arithmetic or geometric averages.
[ترجمه گوگل]شاخص های بدون وزن میانگین های حسابی یا هندسی ساده هستند
[ترجمه ترگمان]شاخص های Unweighted ریاضی ساده یا میانگین هندسی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Using unweighted pair group method with arithmetic average (UPGMA), 9 populations of Emmenopterys henryi were clustered into two groups, inner-province group and outer-province group.
[ترجمه گوگل]با استفاده از روش گروه زوج وزن دار با میانگین حسابی (UPGMA)، 9 جمعیت Emmenopterys henryi در دو گروه درون استانی و گروه برون استانی قرار گرفتند
[ترجمه ترگمان]با استفاده از روش جفت pair سبک unweighted با میانگین حسابی (UPGMA)، ۹ جمعیت of henryi به دو گروه، گروه inner و گروه خارج از استان دسته بندی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The simple unweighted average of countries' growth rates was virtually identical in Africa and Asia.
[ترجمه گوگل]میانگین وزنی ساده نرخ رشد کشورها تقریباً در آفریقا و آسیا یکسان بود
[ترجمه ترگمان]میانگین unweighted سبک زندگی کشورها عملا در آفریقا و آسیا دقیقا یک سان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. By default, the calculation is linear and unweighted, but quadratic and weighted variants are also provided.
[ترجمه گوگل]به طور پیش فرض، محاسبه خطی و بدون وزن است، اما انواع درجه دوم و وزنی نیز ارائه شده است
[ترجمه ترگمان]به طور پیش فرض، محاسبه خطی و سبک است، اما انواع درجه دوم و وزنی نیز ارایه می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They are calculated in two ways – weighted or unweighted.
[ترجمه گوگل]آنها به دو صورت وزنی یا بدون وزن محاسبه می شوند
[ترجمه ترگمان]آن ها به دو روش محاسبه می شوند - وزن دار یا سبک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. If you're low on gear and forced to use a single-point anchor, try to install an unweighted safety backup, then send the big guy down first (figure .
[ترجمه گوگل]اگر تجهیزات شما کم است و مجبور به استفاده از یک لنگر تک نقطه ای هستید، سعی کنید یک پشتیبان ایمنی بدون وزن نصب کنید، سپس اول مرد بزرگ را پایین بیاورید (شکل
[ترجمه ترگمان]اگر شما با دنده پایین هستید و مجبور به استفاده از یک لنگر نقطه ای واحد هستید، سعی کنید یک پشتیبان ایمنی unweighted را نصب کنید، سپس اولین فرد بزرگ را به پایین بفرستید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Stock indices are calculated in two ways, either weighted or unweighted.
[ترجمه گوگل]شاخص های سهام به دو صورت وزنی یا بدون وزن محاسبه می شوند
[ترجمه ترگمان]شاخص های سهام به دو روش محاسبه می شوند، یا وزن دار یا سبک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. This paper deals with paths and cycles in weighted graphs. Two theorems on longest paths and cycles in unweighted graphs are generalized to weighted graphs.
[ترجمه گوگل]این مقاله به مسیرها و چرخه ها در نمودارهای وزنی می پردازد دو قضیه در طولانی‌ترین مسیرها و چرخه‌ها در نمودارهای بدون وزن به نمودارهای وزنی تعمیم داده می‌شوند
[ترجمه ترگمان]این مقاله با مسیرها و چرخه های نمودار وزنی سر و کار دارد دو برهان روی طولانی ترین مسیر و چرخه های در گراف های unweighted به گراف های weighted تعمیم داده می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The simplest form of a composite index is an unweighted aggregates index.
[ترجمه گوگل]ساده ترین شکل یک شاخص ترکیبی، شاخص کل بدون وزن است
[ترجمه ترگمان]ساده ترین شکل یک شاخص مرکب یک شاخص سنگ unweighted است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The process of assigning mathematical weights in an attempt to correct over or underrepresentation of some groups in the unweighted in-tab sample. See sample weighting.
[ترجمه گوگل]فرآیند تخصیص اوزان ریاضی در تلاش برای تصحیح نمایش بیش از حد یا کمتر برخی از گروه‌ها در نمونه درون برگه بدون وزن وزن نمونه را ببینید
[ترجمه ترگمان]فرآیند تخصیص وزن ریاضی در تلاش برای اصلاح و یا underrepresentation برخی از گروه ها در نمونه tab به وزن دهی نمونه نگاه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

بدون وزن، بی ارزش
بی وزن شده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما