unveiled

پیشنهاد کاربران

t. v. رونمایی کردن / پرده برداری کردن / به بازار معرفی کردن
syn. reveal
e. g.
At the 1854 World Trade fair in New York, Otis unveiled his invention and orders began to pour in.
The company recently unveiled a test version of its new search engine.
رونمایی شده
رونمایی کردن
بر ملاء شده، آشکار شده
عرضه، رونمایی
unveiled ( جامعه شناسی )
واژه مصوب: بی حجاب
تعریف: زنی که حجاب را از سر یا تن برداشته باشد
بی حجاب
اشکار کردن