unsymmetrical


معنی: غیر متقارن، دارای عدم تقارلن
معانی دیگر: دارای عدم تقارلن، غیر متقارن

مترادف ها

غیر متقارن (صفت)
asymmetrical, asymmetric, unsymmetrical

دارای عدم تقارلن (صفت)
unsymmetrical

تخصصی

[عمران و معماری] غیر متقارن - غیر قرینه - نامتقارن

انگلیسی به انگلیسی

• uneven, unproportioned

پیشنهاد کاربران

🔸 **تعریف ها**
1. ** ( علمی – هندسه/فیزیک ) :** شکلی که قرینه یا تقارن ندارد.
2. ** ( کاربردی – روزمره ) :** چیزی که متوازن یا هماهنگ نیست.
3. ** ( استعاری – فرهنگی ) :** روابط یا شرایطی که تعادل و تناسب ندارند.
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
🔸 **مترادف ها**
asymmetrical – uneven – irregular – lopsided
- - -
🔸 **مثال ها**
- *The building has an unsymmetrical design. *
ساختمان طراحی نامتقارن دارد.
- *Her face is slightly unsymmetrical. *
چهره ی او کمی نامتقارن است.
- *The distribution of wealth is unsymmetrical across regions. *
توزیع ثروت در مناطق مختلف نامتقارن است.

نامتقارن