🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The unraveling of the coalition government surprised everyone. "
( فروپاشیِ دولتِ ائتلافی، همه را غافلگیر کرد. )
• ( اقتصاد ) "The unraveling of the global supply chain caused inflation. "
... [مشاهده متن کامل]
( از هم پاشیدنِ زنجیره یِ تأمینِ جهانی باعثِ تورم شد. )
• ( روابط ) "The gradual unraveling of their relationship was painful to watch. "
( تماشایِ فرسایشِ تدریجیِ رابطه شان دردناک بود. )
• ( سیاست ) "The unraveling of the coalition government surprised everyone. "
( فروپاشیِ دولتِ ائتلافی، همه را غافلگیر کرد. )
• ( اقتصاد ) "The unraveling of the global supply chain caused inflation. "
... [مشاهده متن کامل]
( از هم پاشیدنِ زنجیره یِ تأمینِ جهانی باعثِ تورم شد. )
• ( روابط ) "The gradual unraveling of their relationship was painful to watch. "
( تماشایِ فرسایشِ تدریجیِ رابطه شان دردناک بود. )
رمزگشایی کردن✓
گره گشایی
کشف
توضیح دادن یک موضوع یا موقعیت پیچیده به منظور شفاف تر شدن
فروپاشی
The unraveling of the Soviet Union took place in the span of a few months
نخ کش شدن انتهای پارچه