unobstructed

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of obstructed.
مشابه: clear, plain

جمله های نمونه

1. Gao Yang had an unobstructed view of the man extricating his foot from the pot.
[ترجمه گوگل]گائو یانگ منظره ای بدون مانع از مردی داشت که پایش را از گلدان بیرون می آورد
[ترجمه ترگمان]Gao، دید خوبی از آن مرد که پایش را از دیگ بیرون می کشد، دیده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. McPherson's lay-off found McCall with an unobstructed view of goal but the final attempt was too delicate and Verlinden saved easily.
[ترجمه گوگل]اخراج مک فرسون باعث شد مک کال با دیدی بدون مانع از دروازه مواجه شود اما تلاش نهایی بسیار ظریف بود و ورلیندن به راحتی نجات داد
[ترجمه ترگمان]McPherson با نمای شفاف از هدف، مک کال را یافت، اما تلاش نهایی بسیار ظریف بود و به راحتی صرفهجویی می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Make sure that the ventilation pipe is unobstructed, and that water can not run down the pipe into the house.
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که لوله تهویه بدون مانع است و آب نمی تواند از لوله وارد خانه شود
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که لوله تهویه بدون مانع باشد و آب نمی تواند لوله را به داخل خانه پرتاب کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The video in each case showed an unobstructed view through the windscreen of a car during the drive through the junction.
[ترجمه گوگل]ویدئو در هر مورد، منظره ای بدون مانع از شیشه جلوی خودرو را در حین رانندگی از طریق اتصال نشان می داد
[ترجمه ترگمان]این ویدئو در هر مورد، نمای شفاف از شیشه جلوی اتومبیل هنگام عبور از محل اتصال را نشان می داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Easy - View ( tm ) Trimmer Provides unobstructed view for shaping sideburns, mustache or beards.
[ترجمه گوگل]صاف کننده Easy-View (tm) نمای بدون مانعی را برای شکل دادن به ساقه های پهلو، سبیل یا ریش ارائه می دهد
[ترجمه ترگمان]Trimmer (TM)با نمای آسان برای شکل دادن sideburns، سبیلش و یا ریش این امکان را فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Imagine a sun, luminous, clear, unobstructed, and spontaneously present; its nature is like this.
[ترجمه گوگل]خورشیدی را تصور کنید، درخشان، شفاف، بدون مانع، و به طور خود به خود حاضر ماهیتش اینجوریه
[ترجمه ترگمان]یک خورشید، درخشان، روشن، بدون مانع و به طور خود خود را تصور کنید؛ طبیعت آن شبیه این است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Unobstructed passageways leading to exits shall be maintained.
[ترجمه گوگل]معابر بدون مانع منتهی به خروجی ها باید حفظ شود
[ترجمه ترگمان]گذرگاه های unobstructed که منجر به خروج از خروجی می شوند باید حفظ شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Bite block and tongue depressor. insuring unobstructed ventilation.
[ترجمه گوگل]بلوک گزش و کاهش دهنده زبان تضمین تهویه بدون مانع
[ترجمه ترگمان]چوب و چوب tongue گاز بگیرید بیمه کردن تهویه کامل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Conclusion:Anti-infection and keeping respiratory tract unobstructed are the keys of treating acute epiglottitis. Meanwhile, artificial trachea should be set up when it is necessary.
[ترجمه گوگل]نتیجه‌گیری: ضد عفونت و بدون انسداد دستگاه تنفسی کلید درمان اپی گلوتیت حاد است ضمناً در مواقع لزوم باید نای مصنوعی راه اندازی شود
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری: ضد عفونی کردن و نگه داشتن دستگاه تنفسی، کلیدهای درمان بیماری های حاد تنفسی هستند در عین حال، نای مصنوعی باید زمانی که لازم است راه اندازی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Around it is unobstructed view of land and water with lush vegetation and blossoming flowers.
[ترجمه گوگل]در اطراف آن منظره ای بدون مانع از آب و خاک با پوشش گیاهی سرسبز و گل های شکوفه وجود دارد
[ترجمه ترگمان]در اطراف آن، منظره ای از زمین و آب با پوشش گیاهی سرسبز و شکوفه دادن گل وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A unobstructed four-mirror anastigmat system was proposed, which was modified based on three-mirror anastigmat and had compacter structure.
[ترجمه گوگل]یک سیستم آناستیگمات چهار آینه بدون مانع پیشنهاد شد که بر اساس آناستیگمات سه آینه اصلاح شد و دارای ساختار فشرده‌کننده بود
[ترجمه ترگمان]یک سیستم anastigmat چهار آینه بدون مانع پیشنهاد شد، که براساس سه آینه mirror اصلاح شده و ساختار compacter داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. After implementing these measure, the traffic unobstructed of los angeles is much.
[ترجمه گوگل]پس از اجرای این اقدامات، ترافیک بدون مانع لس آنجلس زیاد است
[ترجمه ترگمان]پس از اجرای این معیارها، فضای ترافیکی لوس انجلس زیاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Above, below, & all around, unobstructed, without enmity or hate.
[ترجمه گوگل]بالا، پایین، و اطراف، بدون مانع، بدون دشمنی و نفرت
[ترجمه ترگمان]بالا، پایین، همه اطراف، بدون مانع و دشمنی، بدون دشمنی و کینه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The sun rose presently and sent its unobstructed splendors over the land.
[ترجمه گوگل]خورشید در حال حاضر طلوع کرد و شکوه و جلال بدون مانع خود را بر روی زمین فرستاد
[ترجمه ترگمان]خورشید به زودی از جا برخاست و از روی زمین، شکوه و شکوه آن را بیرون آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• not obstructed, clear

پیشنهاد کاربران

ریشهٔ obstruct از لاتین ob struere است
ob یعنی مقابل
struere یعنی ساختن / چیدن
در اصل یعنی جلوی چیزی ساختن → سد کردن → مانع شدن
مشتقات مهم
1️⃣ obstruction – مانع / انسداد
2️⃣ obstructive – مانع تراش / اخلال گر
...
[مشاهده متن کامل]

3️⃣ unobstructed – بدون مانع
4️⃣ obstructionist – کسی که عمداً کار را متوقف می کند
5️⃣ obstructively – به شکل مانع تراشانه
کالوکیشن های رایج
1️⃣ obstruct traffic – جلوی ترافیک را گرفتن
2️⃣ obstruct justice – اخلال در روند عدالت ایجاد کردن
3️⃣ obstruct the view – دید را مسدود کردن
4️⃣ obstruct access – دسترسی را مسدود کردن
5️⃣ airway obstruction – انسداد مجاری تنفسی
6️⃣ nasal obstruction – گرفتگی بینی
7️⃣ political obstruction – کارشکنی سیاسی
8️⃣ deliberately obstruct – عمداً مانع شدن
9️⃣ partially obstructed – نیمه مسدود
🔟 clear an obstruction – برطرف کردن مانع
جملات پرکاربرد با ترجمه
1️⃣ A fallen tree obstructed the road – یک درخت افتاده جاده را مسدود کرد
2️⃣ He was charged with obstructing justice – او به اخلال در روند عدالت متهم شد
3️⃣ Please don’t obstruct the entrance – لطفاً ورودی را مسدود نکنید
4️⃣ The view was partially obstructed by buildings – منظره تا حدی توسط ساختمان ها پوشانده شده بود
5️⃣ She has an obstructive attitude in meetings – او در جلسات رفتار کارشکنانه دارد
6️⃣ The protesters tried to obstruct traffic – معترضان سعی کردند ترافیک را مختل کنند
7️⃣ There was an obstruction in the pipe – در لوله انسداد وجود داشت
8️⃣ The path is completely unobstructed – مسیر کاملاً بدون مانع است
9️⃣ He kept obstructing every proposal – او مدام جلوی هر پیشنهادی را می گرفت
🔟 Doctors removed the airway obstruction – پزشکان انسداد مجاری تنفسی را برطرف کردند

واضح - صاف و زلال
( بدون مانع یا انسدادی )
فضای خالی، بدون مانع
غیر قابل تشخیص