🔸 معادل فارسی ( در معنای مهم و رایج ) :
• ( سلاح ) خالی، بدون مهمات، تخلیه شده
• ( در فرهنگ خیابانی ) بدون فشنگ ( برای اسلحه )
• ( مجازی ) بدون بار اضافی، فشار روانی نداشتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
مثال ۱ ( هشدار ایمنی اسلحه ) :
"A responsible gun owner always checks if the gun is unloaded before cleaning it. "
یک صاحب سلاح مسئول همیشه قبل از تمیز کردن اسلحه چک می کند که خالی باشد ( فشنگ نداشته باشد ) .
( اخبار جنایی ) :
"The weapon found at the scene was unloaded, suggesting the shooter had fled with the ammunition. "
سلاح پیدا شده در صحنه جرم خالی بود، که نشان می دهد تیرانداز با مهمات فرار کرده است.
( طنز در مکالمات ) :
"He pointed the unloaded toy gun at me and yelled 'Freeze!' We both burst out laughing. "
اسلحه بادی خالی را به طرف من گرفت و فریاد زد �یخ بزن!� هر دو زدیم زیر خنده.
( مجازی – زندگی روزمره ) :
"For the first time this month, my schedule is completely unloaded. No meetings, no deadlines. "
برای اولین بار این ماه، برنامه ام کاملاً خالیه ( سنگین نیست ) . نه جلسه ای، نه ضرب الاجلی.