unloaded


معنی: خالی

جمله های نمونه

1. he unloaded his anger
خشم خود را بیرون ریخت.

2. she unloaded her heart's secrets on her best friend
مکتومات قلب خود را به بهترین دوست خویش بروز داد.

3. the ships are waiting to be unloaded
کشتی ها آماده ی تخلیه شدن هستند.

مترادف ها

خالی (صفت)
void, empty, hollow, vacuous, destitute, deprived, vacant, coreless, unoccupied, indigent, unloaded, uncharged, tenantless

تخصصی

[برق و الکترونیک] بار گذاری نشده

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی ( در معنای مهم و رایج ) :
• ( سلاح ) خالی، بدون مهمات، تخلیه شده
• ( در فرهنگ خیابانی ) بدون فشنگ ( برای اسلحه )
• ( مجازی ) بدون بار اضافی، فشار روانی نداشتن
🔸 مثال ها:

...
[مشاهده متن کامل]

مثال ۱ ( هشدار ایمنی اسلحه ) :
"A responsible gun owner always checks if the gun is unloaded before cleaning it. "
یک صاحب سلاح مسئول همیشه قبل از تمیز کردن اسلحه چک می کند که خالی باشد ( فشنگ نداشته باشد ) .
( اخبار جنایی ) :
"The weapon found at the scene was unloaded, suggesting the shooter had fled with the ammunition. "
سلاح پیدا شده در صحنه جرم خالی بود، که نشان می دهد تیرانداز با مهمات فرار کرده است.
( طنز در مکالمات ) :
"He pointed the unloaded toy gun at me and yelled 'Freeze!' We both burst out laughing. "
اسلحه بادی خالی را به طرف من گرفت و فریاد زد �یخ بزن!� هر دو زدیم زیر خنده.
( مجازی – زندگی روزمره ) :
"For the first time this month, my schedule is completely unloaded. No meetings, no deadlines. "
برای اولین بار این ماه، برنامه ام کاملاً خالیه ( سنگین نیست ) . نه جلسه ای، نه ضرب الاجلی.

بارگزاری شده
باربرداری شده