unload on

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به شدت حمله کردن / یورش بردن
• به باد انتقاد گرفتن / کوبیدن
• همه ی خشم و انتقاد را روی کسی خالی کردن
• بی پرده و شدید حمله کردن
🔸 مثال ها:
• Republican unloads on Trump moments before UN speech: The crookedest.
...
[مشاهده متن کامل]

یک جمهوری خواه لحظاتی پیش از سخنرانی سازمان ملل، به شدت به ترامپ حمله کرد: تقلب کارترین.
• The senator unloaded on the administration over the trade war.
آن سناتور به خاطر جنگ تجاری، به شدت به دولت حمله کرد.
• She unloaded on her critics in a fiery speech.
او در یک سخنرانی آتشین، همه ی خشمش را روی منتقدانش خالی کرد.