🔸 معادل فارسی:
• به کار انداختن علیه / آزاد کردن علیه
• رها کردن ( نیرو، حمله، یا انتقاد ) بر علیه کسی یا چیزی
• با شدت تمام به کسی یا چیزی حمله کردن
🔸 مثال ها:
• ( سیاسی ) "The opposition leader unleashed a wave of criticism against the government. "
... [مشاهده متن کامل]
→ رهبرِ اپوزیسیون موجی از انتقادات را علیهِ دولت به راه انداخت.
• ( نظامی ) "The army unleashed its full firepower against the rebel positions. "
→ نیروهایِ نظامی با تمامِ توان به مواضعِ شورشیان حمله کردند.
• ( رسانه ای ) "The newspaper unleashed a series of exposes against the corrupt officials. "
→ روزنامه مجموعه ای از افشاگری ها را علیهِ مقاماتِ فاسد به راه انداخت.
• ( اقتصادی ) "The new policy unleashed inflationary pressures against the economy. "
→ این سیاست، اقتصاد را در معرضِ فشارهایِ تورمی قرار داد.
• به کار انداختن علیه / آزاد کردن علیه
• رها کردن ( نیرو، حمله، یا انتقاد ) بر علیه کسی یا چیزی
• با شدت تمام به کسی یا چیزی حمله کردن
🔸 مثال ها:
• ( سیاسی ) "The opposition leader unleashed a wave of criticism against the government. "
... [مشاهده متن کامل]
→ رهبرِ اپوزیسیون موجی از انتقادات را علیهِ دولت به راه انداخت.
• ( نظامی ) "The army unleashed its full firepower against the rebel positions. "
→ نیروهایِ نظامی با تمامِ توان به مواضعِ شورشیان حمله کردند.
• ( رسانه ای ) "The newspaper unleashed a series of exposes against the corrupt officials. "
→ روزنامه مجموعه ای از افشاگری ها را علیهِ مقاماتِ فاسد به راه انداخت.
• ( اقتصادی ) "The new policy unleashed inflationary pressures against the economy. "
→ این سیاست، اقتصاد را در معرضِ فشارهایِ تورمی قرار داد.