unhurt

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of hurt.

جمله های نمونه

1. It's a marvel that he escaped unhurt.
[ترجمه ترگمان]این معجزه است که او بدون آسیب فرار کرد
[ترجمه گوگل]شگفت زده شده است که او بی دردسر فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The lorry driver escaped unhurt, but a pedestrian was injured.
[ترجمه ترگمان]راننده کامیون آسیب ندید، اما یک عابر پیاده زخمی شد
[ترجمه گوگل]راننده کامیون ناتوان شد اما یک عابر پیاده مجروح شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The driver escaped unhurt from the accident.
[ترجمه ترگمان]راننده از این حادثه آسیب ندید
[ترجمه گوگل]راننده از حادثه فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I thought he was really unhurt but he was faking.
[ترجمه ترگمان]من فکر می کردم اون واقعا صدمه ندیده ولی داره ادا در میاره
[ترجمه گوگل]من فکر کردم او واقعا نا امید بود، اما او جعلی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was slightly bruised but otherwise unhurt.
[ترجمه ترگمان]او اندکی زخمی شده بود، اما آسیبی ندیده بود
[ترجمه گوگل]او کمی کبود شد اما در غیر این صورت نا امید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She was badly bruised but otherwise unhurt.
[ترجمه ترگمان]او به شدت زخمی شده بود، اما آسیبی ندیده بود
[ترجمه گوگل]او به شدت کبود شد اما در غیر این صورت نا امید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Unhurt, but a bit shaken, she was trying not to cry.
[ترجمه ترگمان]لهوین، که کمی تکان خورده بود، سعی می کرد گریه نکند
[ترجمه گوگل]بدون آسیب، اما کمی تکان داد، او سعی کرد که گریه نکنه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A boy escaped unhurt when the fire in his room exploded.
[ترجمه ترگمان]وقتی آتش در اتاقش منفجر شد، یک پسر جان سالم بدر برد
[ترجمه گوگل]هنگامی که آتش در اتاق او منفجر شد، پسر فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He was unhurt apart from a lump on his head.
[ترجمه ترگمان]او آسیبی ندیده بود
[ترجمه گوگل]او جدا از توده ای در سرش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Lindsay was unhurt but the horse had to be destroyed.
[ترجمه ترگمان]\"لیندزی\" آسیبی ندید اما اسب باید نابود شود
[ترجمه گوگل]لیندسی نجس بود، اما اسب باید نابود شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The man's girlfriend managed to escape unhurt.
[ترجمه ترگمان]دوست دختر این مرد موفق به فرار شد
[ترجمه گوگل]دوست دخترش موفق به فرار نشدن شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She dodged the falling rock and escaped unhurt.
[ترجمه ترگمان]او جاخالی داد و از صخره پایین آمد و آسیبی ندید
[ترجمه گوگل]او سنگ در حال سقوط را نادیده گرفت و از بیخوابی فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Pilot Stephen Grey was unhurt apart from a minor neck injury which hospitalised him for a short period.
[ترجمه ترگمان]خلبان \"استفان گری\" آسیبی ندیده بود، زخمی که او را برای مدت کوتاهی در بیمارستان بستری کرد
[ترجمه گوگل]خلبان Stephen Gray به جز یک آسیب گردن جزئی که او را برای یک دوره کوتاه مدت بستری کرد، خلع کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Two women in the car escaped unhurt, but the home owner says he's lucky to be alive.
[ترجمه ترگمان]دو زن در این خودرو آسیبی ندیدند، اما صاحب خانه می گوید که شانس زنده بودن را دارد
[ترجمه گوگل]دو زن در اتومبیل فرار کردند، اما مالک خانه می گوید او خوش شانس است که زنده بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• not hurt, undamaged, uninjured
if someone who has been attacked or involved in an accident is unhurt, they are not injured.

پیشنهاد کاربران

un یک پیشوند هست به معنی not ، که هر کلمه ای بعدش بیاد معنیش برعکس میشه. hurt یعنی آسیب دیده و unhurt یعنی کسی که "دوباره سالم شده" و از عمل آسیب دیدن برگشته
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما