unflavoured
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
صفت
🔸 معادل فارسی:
• بدون طعم / بی طعم
• طبیعی / خالص ( بدون افزودنی های طعم دهنده )
• ( در محصولات غذایی ) بدون طعم دهنده ی مصنوعی یا طبیعی
🔸 مثال ها:
I prefer unflavoured yoghurt because I can add fresh fruit myself.
... [مشاهده متن کامل]
ماست بی طعم را ترجیح می دهم چون خودم می توانم میوه ی تازه به آن اضافه کنم.
The protein powder comes in both unflavoured and chocolate options.
این پودر پروتئین در دو نوع بی طعم و شکلاتی موجود است.
Unflavoured water is always the healthiest choice.
آب بدون طعم، همیشه سالم ترین انتخاب است.
🔸 معادل فارسی:
• بدون طعم / بی طعم
• طبیعی / خالص ( بدون افزودنی های طعم دهنده )
• ( در محصولات غذایی ) بدون طعم دهنده ی مصنوعی یا طبیعی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
ماست بی طعم را ترجیح می دهم چون خودم می توانم میوه ی تازه به آن اضافه کنم.
این پودر پروتئین در دو نوع بی طعم و شکلاتی موجود است.
آب بدون طعم، همیشه سالم ترین انتخاب است.
بی مزه ( غذا )
دریافت