1. Unfettered by the bounds of reality, my imagination flourished.
[ترجمه گوگل]بدون محدودیت در محدوده واقعیت، تخیل من شکوفا شد
[ترجمه ترگمان]در حالی که تخیلات من از حد واقعیت دور شده بود، تخیلات من شکوفا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. He unfettered his mind from grief.
3. In writing poetry, one is unfettered by the normal rules of sentence structure.
[ترجمه گوگل]در نوشتن شعر، آدمی از قاعده های عادی ساختار جمله بی بند و بار است
[ترجمه ترگمان]در سرودن شعر، یکی از قوانین طبیعی ساختار جمله ها آزاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. This is clearly a virtually unfettered discretion.
[ترجمه گوگل]این به وضوح یک اختیار عملاً بدون محدودیت است
[ترجمه ترگمان] واضحه که این کاملا discretion آزاده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Unfettered loyalty inside the conference hall.
[ترجمه گوگل]وفاداری بی حد و حصر در داخل سالن کنفرانس
[ترجمه ترگمان]وفاداری به داخل سالن کنفرانس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. I wanted to drift like an unfettered balloon into the future.
[ترجمه گوگل]می خواستم مانند یک بادکنک بی بند و بار به سوی آینده بیفتم
[ترجمه ترگمان]من می خواستم مثل یه بالون آزاد به آینده حرکت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Yet the disappointed applicant had an unfettered right to extend the period of disruption by appealing.
[ترجمه گوگل]با این حال، متقاضی ناامید حق نامحدودی داشت که با درخواست تجدیدنظر، دوره اختلال را تمدید کند
[ترجمه ترگمان]با این حال، متقاضی ناامید حق آزادی برای تمدید دوره اختلال را با درخواست استیناف داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. He also placed great emphasis on effective and unfettered communication.
[ترجمه گوگل]او همچنین تاکید زیادی بر ارتباط موثر و بدون محدودیت داشت
[ترجمه ترگمان]او همچنین تاکید زیادی بر ارتباط موثر و بدون قید گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Their ideal was the totally autonomous modern artist unfettered by ancestors, tradition, or nature.
[ترجمه گوگل]ایدهآل آنها یک هنرمند مدرن کاملاً خودمختار بود که توسط اجداد، سنت یا طبیعت محدود نشده بود
[ترجمه ترگمان]ایده آل آن ها، هنرمند کاملا خودمختار مدرنی بود که با نیاکان، سنت یا طبیعت زندگی می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. The true cost of allowing unfettered insider dealing has become less important than what people think the true costs to be.
[ترجمه گوگل]هزینه واقعی اجازه دادن به معاملات داخلی بدون محدودیت از آنچه مردم فکر می کنند هزینه های واقعی است اهمیت کمتری یافته است
[ترجمه ترگمان]هزینه واقعی اجازه دادن به خرید و فروش داخلی بی قید و شرط از آنچه که مردم فکر می کنند هزینه های واقعی باید باشد، اهمیت کمتری دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. I want to fly, I want to be an unfettered bird.
[ترجمه گوگل]من می خواهم پرواز کنم، می خواهم یک پرنده بی بند و بار باشم
[ترجمه ترگمان]، من میخوام پرواز کنم میخوام یه پرنده آزاد باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Therefore we can not make the apriori assertion that private ownership and unfettered operation is always more efficient.
[ترجمه گوگل]بنابراین نمیتوانیم این ادعا را پیشینی داشته باشیم که مالکیت خصوصی و عملیات بدون محدودیت همیشه کارآمدتر است
[ترجمه ترگمان]بنابراین ما نمی توانیم ادعا کنیم که مالکیت خصوصی و عملکرد بی قید و شرط همیشه کارآمدتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. And within that, we must have a strong, equal and unfettered opportunity to compete and gain access.
[ترجمه گوگل]و در آن، ما باید یک فرصت قوی، برابر و بدون محدودیت برای رقابت و دسترسی داشته باشیم
[ترجمه ترگمان]و در این مورد، ما باید یک فرصت قوی، برابر و نامحدود برای رقابت و دستیابی به دستیابی به آن داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. It was argued on behalf of the Minister that the legislation gave him an unfettered discretion as to whether to refer or not.
[ترجمه گوگل]از طرف وزیر استدلال شد که این قانون به او اختیاری نامحدود در مورد مراجعه یا عدم ارجاع داده است
[ترجمه ترگمان]از طرف وزیر بحث شد که این قانون به او اختیار آزادی داد که آیا باید اشاره کند یا خیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید