معنی:
کم تحریک شده / دچار کمبود تحریک ذهنی یا حسی / فاقد تحریک کافی
📌 تفاوت و نکات مهم:
• **understimulated** به حالتی اشاره دارد که فرد به اندازه کافی از نظر ذهنی، حسی یا محیطی تحریک نمی شود و در نتیجه ممکن است احساس بی حوصلگی، بی انگیزگی یا ناآرامی کند.
... [مشاهده متن کامل]
• **bored** به احساس کسالت یا بی حوصلگی اشاره دارد، اما لزوماً علت آن کمبود تحریک نیست.
• **unstimulated** به معنای �تحریک نشده� است، اما **understimulated** تأکید می کند که میزان تحریک **کمتر از حد لازم** است.
• **overstimulated** نقطه مقابل آن است و به حالتی اشاره دارد که فرد با محرک های بیش از حد روبه رو شده و احساس خستگی، آشفتگی یا فشار می کند.
• در روان شناسی، این واژه برای توصیف کودکانی که محیط آموزشی کافی ندارند، افراد مبتلا به اختلالاتی مانند Attention deficit hyperactivity disorder، یا حتی افرادی که در محیط های یکنواخت کار می کنند، به کار می رود.
**نمونه های آکادمیک:**
* *Individuals may seek excessive screen time when they feel understimulated. *
افراد ممکن است زمانی که احساس **کمبود تحریک ذهنی** می کنند، به استفاده بیش از حد از صفحه نمایش روی بیاورند.
* *Understimulated children often seek novel and engaging activities. *
کودکانی که **تحریک کافی دریافت نمی کنند**، اغلب به دنبال فعالیت های جدید و جذاب هستند.
🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :**
Adjective ( صفت )
🔹 **تلفظ ( American ) :**
• /ˌʌndərˈstɪmjəˌleɪtɪd/
( آندِر استیمیولِیتِد )
💡 **کاربرد در روان شناسی:**
این واژه معمولاً در بحث های مربوط به **attention**, **motivation**, **ADHD**, **sensory processing** و **behavioral regulation** دیده می شود و به وضعیتی اشاره دارد که مغز یا سیستم حسی برای حفظ هوشیاری و درگیری، به محرک بیشتری نیاز دارد.
کم تحریک شده / دچار کمبود تحریک ذهنی یا حسی / فاقد تحریک کافی
📌 تفاوت و نکات مهم:
• **understimulated** به حالتی اشاره دارد که فرد به اندازه کافی از نظر ذهنی، حسی یا محیطی تحریک نمی شود و در نتیجه ممکن است احساس بی حوصلگی، بی انگیزگی یا ناآرامی کند.
... [مشاهده متن کامل]
• **bored** به احساس کسالت یا بی حوصلگی اشاره دارد، اما لزوماً علت آن کمبود تحریک نیست.
• **unstimulated** به معنای �تحریک نشده� است، اما **understimulated** تأکید می کند که میزان تحریک **کمتر از حد لازم** است.
• **overstimulated** نقطه مقابل آن است و به حالتی اشاره دارد که فرد با محرک های بیش از حد روبه رو شده و احساس خستگی، آشفتگی یا فشار می کند.
• در روان شناسی، این واژه برای توصیف کودکانی که محیط آموزشی کافی ندارند، افراد مبتلا به اختلالاتی مانند Attention deficit hyperactivity disorder، یا حتی افرادی که در محیط های یکنواخت کار می کنند، به کار می رود.
**نمونه های آکادمیک:**
افراد ممکن است زمانی که احساس **کمبود تحریک ذهنی** می کنند، به استفاده بیش از حد از صفحه نمایش روی بیاورند.
کودکانی که **تحریک کافی دریافت نمی کنند**، اغلب به دنبال فعالیت های جدید و جذاب هستند.
🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :**
Adjective ( صفت )
🔹 **تلفظ ( American ) :**
• /ˌʌndərˈstɪmjəˌleɪtɪd/
( آندِر استیمیولِیتِد )
💡 **کاربرد در روان شناسی:**
این واژه معمولاً در بحث های مربوط به **attention**, **motivation**, **ADHD**, **sensory processing** و **behavioral regulation** دیده می شود و به وضعیتی اشاره دارد که مغز یا سیستم حسی برای حفظ هوشیاری و درگیری، به محرک بیشتری نیاز دارد.
نداشتن ورودی حسی یا شناختی کافی برای رفع نیازهای فرد، که منجر به کسالت، عدم انگیزه و مشکل در تمرکز می شود.