undershoot

/ˌʌndəˈʃuːt//ˌʌndəˈʃuːt/

به زیر هدف (تیر) زدن، به هدف نرسیدن

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: undershoots, undershooting, undershot
(1) تعریف: to shoot or launch a missile so that it falls short of (a target).

(2) تعریف: to bring down an aircraft short of (a landing strip or deck).
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to shoot a missile short of a target, or to bring down an aircraft short of a landing area.

تخصصی

[برق و الکترونیک] فرو جهش، پایین خیز - زیرجهش پاسخ گذاری اولیه به تغییر تک جهته در ورودی . این پاسخ مقدم بر حالت گذرای اصلی و در خلاف آن است.
[زمین شناسی] نوعی خطای توپولوژیکی که در آن هر قوس با گره نادرست سبب پیدایش یک پلیگون باز می شود

به انگلیسی

• shoot short of a target; land short of a target

پیشنهاد کاربران

هوانوردی = قبل از باندنشستن ( تاچ کردنtouch )
فرو جهش
فرارفت overshoot
فرورفت undershoot
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما