underreport


کمتر از واقع گزارش دادن، کم نمایاندن

جمله های نمونه

1. Others may under-report due to dishonesty, forgetfulness or paranoia.
[ترجمه ترگمان]برخی دیگر ممکن است به علت عدم صداقت، فراموشی یا پارانویا این گزارش را گزارش کنند
[ترجمه گوگل]دیگران ممکن است به دلیل ناسازگاری، فراموشی و یا پارانویا گزارش کمتری داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Select Committee drew attention to the under-reporting of accidents in the oil industry.
[ترجمه ترگمان]کمیته منتخب توجه به گزارش حوادث در صنعت نفت را جلب کرد
[ترجمه گوگل]کمیته انتخابی توجه کمتری نسبت به گزارش حوادث صنعت نفت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Accidents and injuries involving blood or other body fluids were widely believed to be under-reported.
[ترجمه ترگمان]تصادفات و جراحات مربوط به خون و یا دیگر مایعات بدن به طور گسترده گزارش شده است
[ترجمه گوگل]حوادث و جراحات شامل خون یا دیگر مایعات بدن به طور گسترده ای معتقد بودند به زیر گزارش شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. However, it is impossible to determine how this pattern is influenced by the known under-reporting of suicides.
[ترجمه ترگمان]با این حال، تعیین این که چگونه این الگوی تحت تاثیر گزارش های دریافتی از خودکشی قرار می گیرد، غیر ممکن است
[ترجمه گوگل]با این حال، غیرممکن است تعیین کنیم که چگونه این الگو تحت تأثیر معیارهای خودکشی گزارش شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. People tend to underreport the amount they spend on alcohol and cigarettes, for instance.
[ترجمه ترگمان]به عنوان مثال، مردم تمایل دارند میزان مصرف الکل و سیگار را کاهش دهند
[ترجمه گوگل]افراد به طور مثال نسبت به میزان مصرف الکل و سیگار به میزان کم گزارش می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. But sleep lab data reveal that people consistently underreport how often and how much.
[ترجمه ترگمان]اما داده های آزمایشگاه خواب نشان می دهند که مردم دائما تکرار می کنند که چقدر و تا چه حد
[ترجمه گوگل]اما اطلاعات آزمایشگاه خواب نشان می دهد که مردم به طور مداوم کم گزارش می کنند که چقدر زمان و چه مقدار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The overwhelming incentive is to underreport volume under construction to boost price expectations.
[ترجمه ترگمان]انگیزه بیش از حد برای افزایش حجم در زمان ساخت وساز برای بالا بردن انتظارات قیمت است
[ترجمه گوگل]انگیزه اصلی این است که حجم در حال ساخت را کمتر گزارش دهیم تا انتظارات قیمت را افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The richest 10% of urban families underreport their income by about 69%, he finds.
[ترجمه ترگمان]او می گوید که ثروتمندان ۱۰ درصد خانواده های شهری درآمد خود را حدود ۶۹ درصد کاهش می دهند
[ترجمه گوگل]او می گوید ثروتمندترین 10 درصد از خانواده های شهری درآمد خود را حدود 69 درصد پایین آورده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Or if a household does underreport its spending, he assumes that it also downplays its food expenses proportionately, so that their Engel's coefficient is unaffected.
[ترجمه ترگمان]یا اگر یک خانواده هزینه های خود را کاهش دهد، او فرض می کند که همچنین هزینه های غذایی خود را نسبتا محدود می کند، به طوری که ضریب their تحت تاثیر قرار نگرفته است
[ترجمه گوگل]یا اگر یک خانوار هزینه های کمتری را گزارش کند، او فرض می کند که هزینه های غذا را هم نسبت به هم کاهش می دهد، بنابراین ضریب Engel آن تأثیری ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Local governments, on the other hand, might underreport to save face or to prevent international organizations from assisting opposition groups.
[ترجمه ترگمان]از سوی دیگر دولت های محلی ممکن است برای حفظ صورت یا جلوگیری از کمک سازمان های بین المللی به گروه های مخالف تلاش کنند
[ترجمه گوگل]از سوی دیگر، دولت های محلی ممکن است به کمبود اطلاعات برای حفظ چهره یا جلوگیری از کمک سازمان های بین المللی به کمک گروه های مخالف دست یابند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Some studies suggest people underreport their caloric intake by 30 percent or more.
[ترجمه ترگمان]برخی مطالعات نشان می دهند که افراد جذب کالری خود را تا ۳۰ درصد یا بیشتر جذب می کنند
[ترجمه گوگل]برخی مطالعات نشان می دهد افرادی که میزان مصرف کالری خود را کمتر از 30 درصد یا بیشتر گزارش می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. But why did they underreport ?
[ترجمه ترگمان]اما چرا این کار را کردند؟
[ترجمه گوگل]اما چرا آنها کم گزارش شده اند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Reporting a rape remains a strenuous and harrowing experience, however, and it is likely to continue as an underreported offence.
[ترجمه ترگمان]با این حال، گزارش دادن به یک تجاوز، یک تجربه شدید و دلخراش است و احتمالا به عنوان یک جرم underreported ادامه خواهد یافت
[ترجمه گوگل]با این وجود، گزارشی از تجاوز به عنف تجاوز و سختی است و احتمالا همچنان به عنوان یک جرم کمتر مورد توجه قرار خواهد گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Some diplomats say crimes against foreign tourists are probably underreported.
[ترجمه ترگمان]برخی دیپلمات ها می گویند که جرایمی علیه گردشگران خارجی احتمالا underreported هستند
[ترجمه گوگل]برخی از دیپلمات ها معتقدند که جنایات علیه گردشگران خارجی کمتر مورد توجه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

ناقص گزارش دادن
کوچک نمایی کردن
تقلیل شرح
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما