under the baton

پیشنهاد کاربران

baton : یک معنی باتون : میزانه ( که رهبر دسته ی موسیقی در دست می گیرد ) , میله ی فلزی توخالی که پیشگام دسته ی موسیقی مارش نظامی در دست می گیرد و با آن بازی و هنرنمایی می کند )
زیر رهبری، زیر مدیریت، زیر نظر ( این اصطلاح اشاره به چوبچه رهبر ارکستر دارد و استعاره ای برای رهبری یا مدیریت یک گروه است ) .
مثال ها:
۱. The orchestra played beautifully under the baton of the famous conductor.
...
[مشاهده متن کامل]

ارکستر زیر رهبری رهبر مشهور به زیبایی نواخت.
۲. The company flourished under the baton of its new CEO.
شرکت زیر مدیریت مدیرعامل جدید شکوفا شد.
۳. The choir performed a masterpiece under the baton of Mrs. Smith.
کُر شاهکاری را زیر رهبری خانم اسمیت اجرا کرد.