۱. ( حقوقی – کیفری ) : شرایطی که شدت جرم یا مجازات را کاهش می دهد، بدون آنکه خود جرم را توجیه کند.
مثال: The judge gave him a lighter sentence under mitigating circumstances.
قاضی با توجه به عوامل تخفیف دهنده، مجازات سبک تری برای او در نظر گرفت.
... [مشاهده متن کامل]
۲. ( اداری – انضباطی ) : موقعیت هایی که تقصیر یا خطای فرد را قابل بخشش تر می کند.
مثال: Under mitigating circumstances, the committee decided not to expel the student.
کمیته با در نظر گرفتن شرایط تخفیف دهنده، تصمیم گرفت دانشجو را اخراج نکند.
۳. ( عمومی – اخلاقی ) : هر گونه شرایطی که قضاوت دیگران را درباره یک اشتباه ملایم تر کند.
مثال: Under the mitigating circumstances of his illness, we forgave his rudeness.
با توجه به شرایط بیماری اش، بی ادبی او را بخشیدیم.
مثال: The judge gave him a lighter sentence under mitigating circumstances.
قاضی با توجه به عوامل تخفیف دهنده، مجازات سبک تری برای او در نظر گرفت.
... [مشاهده متن کامل]
۲. ( اداری – انضباطی ) : موقعیت هایی که تقصیر یا خطای فرد را قابل بخشش تر می کند.
مثال: Under mitigating circumstances, the committee decided not to expel the student.
کمیته با در نظر گرفتن شرایط تخفیف دهنده، تصمیم گرفت دانشجو را اخراج نکند.
۳. ( عمومی – اخلاقی ) : هر گونه شرایطی که قضاوت دیگران را درباره یک اشتباه ملایم تر کند.
مثال: Under the mitigating circumstances of his illness, we forgave his rudeness.
با توجه به شرایط بیماری اش، بی ادبی او را بخشیدیم.