uncut

/ˌənˈkət//ˌʌnˈkʌt/

معنی: بریده نشده، قطع نشده، از هم جدا نشده
معانی دیگر: (به ویژه کتاب) صفحه بری نشده، حاشیه بری نشده، (جواهر) نتراشیده، تراش داده نشده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not cut or separated, as pages in a newly printed book.
متضاد: cut

(2) تعریف: not condensed or shortened; complete; unabridged.
متضاد: cut
مشابه: unabridged

(3) تعریف: in the original state; not shaped.
متضاد: cut

- an uncut gemstone
[ترجمه ترگمان] یه جواهر بریده نشده
[ترجمه گوگل] یک سنگ قیمتی ناخوشایند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. he has a great fortune in uncut gems
او ثروت سرشاری به صورت سنگ جواهر در اختیار دارد.

2. Trees were to be left uncut, roads unpaved.
[ترجمه ترگمان]درختان بریده نشده و جاده ها آسفالت نشده بودند
[ترجمه گوگل]درختان باید برداشته شوند، جاده های بدون سرپا نگه داشته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Uncut diamonds are worth less than those that have been cut and shaped.
[ترجمه ترگمان]الماس نتراشیده، ارزش کمتری از آن دارد که آن را بریده و شکل داده اند
[ترجمه گوگل]الماس های بریده نشده کمتر از آنهایی هستند که برش داده شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The uncut grass came up to her waist.
[ترجمه ترگمان]علف های هرز تا کمر او بالا آمدند
[ترجمه گوگل]چمن بینهایت به کمر او نزدیک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We saw the uncut version of "Caligula" when we were in Europe.
[ترجمه ترگمان]آخرین قسمت \"کالیگولا\" را هنگامی که در اروپا بودیم، دیدیم
[ترجمه گوگل]ما زمانی که ما در اروپا بودیم نسخه Uncut از 'Caligula' را دیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The arches have been inset with pearls and uncut diamonds.
[ترجمه ترگمان]طاق های قوسی از مروارید و الماس های تراشیده به هم وصل شده اند
[ترجمه گوگل]قوس ها با مروارید و الماس های بریده نشده قرار گرفته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The wire was uncut, the dugouts intact.
[ترجمه ترگمان]سیم به طور قطع نشده بود و چند قایق دست نخورده باقی مانده بود
[ترجمه گوگل]سیم غیرقابل برش بود، دوغات دست نخورده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Evocation of the human experience Have an uncut loaf of bread under a cloth.
[ترجمه ترگمان]evocation از تجربه انسانی یک تکه نان در زیر یک پارچه دارند
[ترجمه گوگل]احیای تجربه انسانی یک نان ناف خامه نان تحت یک پارچه داشته باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Finally, glue the uncut index card on to the two supporting cards to finish the bridge.
[ترجمه ترگمان]در نهایت، کارت شاخص uncut را به دو کارت پشتیبانی متصل کنید تا پل را تمام کنید
[ترجمه گوگل]در نهایت، نقشه ناپیوسته بر روی دو کارت پشتیبانی برای به پایان رساندن پل بپیچید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. When she was a child it was left uncut and grew down well below her waist.
[ترجمه ترگمان]وقتی بچه بود، از نو کنده شد و در زیر کمر او رشد کرد
[ترجمه گوگل]هنگامی که او کودک بود، آن را به صورت جداگانه ترک کرد و به خوبی در زیر کمر او رشد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The grass in the garden was uncut and came up to her calves.
[ترجمه ترگمان]علف ها در باغ خشک شده بود و به ساق پای او می رسید
[ترجمه گوگل]چمن در باغ بی انتها بود و به گوساله هایش آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The book is uncut.
[ترجمه ترگمان]کتاب درو نشده است
[ترجمه گوگل]این کتاب قطع نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. A coarse, shaggy woolen cloth with an uncut nap.
[ترجمه ترگمان]یک پارچه پشمی زمخت و پشمی با یک چرت کوتاه
[ترجمه گوگل]یک پارچه پشمی درشت و ضخیم با ناخن بریده نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. And now It'seems to me the beautiful uncut hair of graves.
[ترجمه ترگمان]و حالا به نظر می رسه که موهای نا تراشیده of
[ترجمه گوگل]و در حال حاضر موی گوزن زیبا و بی نظیر را به من نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بریده نشده (صفت)
uncut

قطع نشده (صفت)
uninterrupted, uncut

از هم جدا نشده (صفت)
uncut

تخصصی

[نساجی] نبریده-بریده نشده

به انگلیسی

• not cut; not shaped by cutting (diamond etc.), retaining the original form and size; not censored or abridged (film, book, etc.)
if a film, book, or play is uncut, it has not been shortened or censored.
uncut diamonds or other precious stones have not been cut into a regular shape.

پیشنهاد کاربران

۱ - کوتاه نشده: مثلا مو یا علف uncut grass
۲ - خلاصه یا فشرده نشده، کامل: مثل کتاب، فیلم، نمایشنامه، ( uncut play ( Unabridged
۳ - تراش نخورده: مانند uncut gem
۴ - برش نخورده: uncut loaf of bread
۵ - ختنه نشده uncircumcised
گیاه یا علف هرس نشده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما