unconformity

/ʌnkənˈfɔːrmɪtiː//ˈʌnkənˈfɔːmɪtɪ/

ناهمجوری، ناهماهنگی، ناهمسازی، ناسازگاری، ناپیوستگی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. An enormous amount of time is represented by these rocks and unconformities, almost a third of the entire history of Earth.
[ترجمه ترگمان]مقدار زیادی از زمان توسط این سنگ ها و unconformities، تقریبا یک سوم کل تاریخ زمین نمایش داده می شود
[ترجمه گوگل]مقدار زیادی از زمان توسط این سنگ ها و عدم انطباق، تقریبا یک سوم از کل تاریخ زمین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Another clearly discernible unconformity separates the Grand Canyon series from the overlying pebbly brown Tapeats Sandstone.
[ترجمه ترگمان]یکی دیگر از unconformity که به وضوح قابل تشخیص است، سری گراند کانیون را از یک ریز ریز ریز ریز به نام Tapeats overlying جدا می کند
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از عدم انطباق واضح است که سری Grand Canyon را از سنگ گرانیت قهوه ای Tapeats Sandstone جدا می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. An angular unconformity recognised in the Upper Carboniferous on the flanks of the London-Brabant Massif was of particular interest in this respect.
[ترجمه ترگمان]در این زمینه، unconformity زاویه ای در دامنه های شمالی - برابان، که در دامنه های شمالی - برابان به رسمیت شناخته شده بود، مورد توجه خاصی قرار گرفت
[ترجمه گوگل]ناسازگاری زاویه ای که در کربونیفر بالا شناخته شده بود بر روی باریکه های ماسه لندن-برانت به خصوص در این رابطه مورد توجه قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. An angular unconformity within the Pliocene stratum was found during field exploration in northwestern part of the Gonghe Basin.
[ترجمه ترگمان]An زاویه ای در لایه Pliocene در طول اکتشاف می دانی در شمال غربی حوضه Gonghe یافت شد
[ترجمه گوگل]عدم انطباق زاویه ای در ورقه پیلوسیس در طی اکتشافات میدانی در قسمت شمال غربی حوضه گونگه یافت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The presence or absence of an angular unconformity within the Shuangqiaoshan Group in northern Jiangxi and the related crustal movement has long been, a subject of much controversy.
[ترجمه ترگمان]وجود یا عدم حضور یک unconformity زاویه ای در گروه Shuangqiaoshan در شمال Jiangxi و جنبش crustal مربوطه مدتهاست که موضوع بحث زیادی است
[ترجمه گوگل]وجود یا عدم وجود عدم انطباق زاویه ای در گروه Shuangqiaoshan در شمال Jiangxi و جنبش پوسته مربوطه به مدت طولانی، موضوع بحث بسیار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Generally the arithmetic of the matrix multiplication unconformity commutative law, but under special conditions they are interchangeable.
[ترجمه ترگمان]به طور کلی، ریاضیات ضرب ماتریس ها، قانون جابجایی را تغییر می دهد، اما در شرایط ویژه ای که مورد استفاده قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]به طور کلی ریاضی قانون ماتریس غیر سازگاری ضرب ماتریس، اما در شرایط خاص آنها قابل تعویض هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The unconformity between the Eocene and the Lower Cretaceous is common in Jiuquan basin.
[ترجمه ترگمان]The بین the و the پایین در حوضه Jiuquan رایج است
[ترجمه گوگل]عدم انطباق بین ائوسن و کرتاسه پایین در حوضه جیوکوان رایج است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Unconformity with your instructions, we have have the goods insure against total loss only.
[ترجمه ترگمان]با دستورالعمل شما، ما کالا را فقط در برابر ضرر کل تضمین می کنیم
[ترجمه گوگل]عدم انطباق با دستورالعمل های ما، ما باید کالا را در مقابل کل تلفات بیمه کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Angular unconformity belongs to an intraplate folded- orogenic deformation. Parallel unconformity is the record of intraplate epeirogenic deformation.
[ترجمه ترگمان]تکانه زاویه ای متعلق به تغییر شکل folded شده intraplate است unconformity موازی رکورد تغییر شکل intraplate است
[ترجمه گوگل]عدم انطباق زاویه ای متعلق به تغییر شکل درون ورقه ای folded-orogenic است عدم انطباق موازی رکورد تغییر شکل درونی epeirogenic است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Gradational strata or a true unconformity exist between the two sequences.
[ترجمه ترگمان]لایه های gradational یا a حقیقی بین دو توالی وجود دارند
[ترجمه گوگل]سطوح Graduation یا یک عدم انطباق واقعی بین دو توالی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The unconformity marks the change from fluvial to marginal marine deposition.
[ترجمه ترگمان]The تغییر از fluvial به رسوب دریایی حاشیه ای را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]عدم انطباق، تغییر را از رسوبات دریایی تا دریای حاشیه ای نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Field surveys and seismic exploration show that the lowest regional angular unconformity older than the Carboniferous developed between the Cretaceous and the pre-Cretaceous strata.
[ترجمه ترگمان]بررسی می دانی و اکتشاف لرزه ای نشان می دهد که پایین ترین unconformity زاویه ای منطقه ای بزرگ تر از the است که بین لایه های پیش - Cretaceous توسعه یافته است
[ترجمه گوگل]مطالعات میدانی و اکتشاف لرزه ای نشان می دهد که کمترین عدم انطباق زاویه ای منطقه ای که از کربونیفروز بزرگتر است، بین کرتاسه و کرتاسه قبل از کرتاسه ایجاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The authors' study indicates that the Zhangjiakou Formation not only exists but also has an angular unconformity with the Yixian Formation; they are the products in different tectonic horizons.
[ترجمه ترگمان]مطالعه نویسندگان نشان می دهد که تشکیل Zhangjiakou نه تنها وجود دارد، بلکه دارای unconformity زاویه ای با تشکیل Yixian است؛ آن ها محصولات در افق های مختلف تکتونیک هستند
[ترجمه گوگل]مطالعه نویسندگان نشان می دهد که سازند Zhangjiakou نه تنها وجود دارد، بلکه دارای عدم انطباق زاویه ای با سازند Yixian؛ آنها محصولات در افق های مختلف تکتونیکی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Principle of original horizontality, principle of superposition, principle of lateral continuity, principle of crosscutting relationship and unconformity.
[ترجمه ترگمان]اصل of اصلی، اصل برهم نهی، اصل پیوستگی جانبی، اصل روابط crosscutting و unconformity
[ترجمه گوگل]اصل اصلی افق، اصل انطباق، اصل پیوستگی جانبی، اصل ارتباط متقابل و عدم انطباق
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[عمران و معماری] دگرشیبی - عدم تطبیق - ناهمسازی
[زمین شناسی] ناپیوستگی - ناپیوستگی یا گپ در توالی چینه شناسی که فقدان بخشی از پیشینه سنگ را نشان می دهد.
[معدن] ناپیوستگی رسوبی (زمین شناسی ساختمانی)
[خاک شناسی] ناپیوستگی
[آب و خاک] نبود چینه و آثار رسوبی

به انگلیسی

• nonconformity, lack of accordance with general standards; lack of continuity between strata of sediment (indicating that the rate of deposition was not constant)

معنی یا پیشنهاد شما