unchallengeable

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Certain principles and values are assumed to be unchallengeable and therefore to be nurtured.
[ترجمه ترگمان]اصول و ارزش های خاصی در نظر گرفته می شوند که قابل اعتراض نیستند و در نتیجه پرورش داده می شوند
[ترجمه گوگل]بعضی از اصول و ارزش ها غیرقابل پذیرش هستند و بنابراین باید پرورش داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Indeed little of what had been unchallengeable orthodoxy since the 1920s remained untouched.
[ترجمه ترگمان]در واقع چیزی که از دهه ۱۹۲۰ دست نخورده باقی مانده بود دست نخورده باقی مانده بود
[ترجمه گوگل]کمی از آنچه که از قرن نوزدهم تا کنون وجود نداشته باشد، کمرنگ بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The committee's decision is unchallengeable.
[ترجمه ترگمان]تصمیم کمیته قابل اعتراض نیست
[ترجمه گوگل]تصمیم کمیته غیرقابل پذیرش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The selection committee's decision is FINAL and unchallengeable.
[ترجمه ترگمان]تصمیم کمیته انتخاب نهایی و unchallengeable است
[ترجمه گوگل]تصمیم کمیته انتخاب FINAL و غیرقابل پذیرش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Fanshen is also an unchallengeable classic.
[ترجمه ترگمان]Fanshen نیز یکی از آثار کلاسیک قابل unchallengeable است
[ترجمه گوگل]Fanshen نیز یک کلاسیک غیرقابل قبول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Exchange rate theory holds an unchallengeable basic position in the international macroeconomics.
[ترجمه ترگمان]نظریه نرخ ارز جایگاه اصلی unchallengeable در اقتصاد کلان بین المللی را در دست دارد
[ترجمه گوگل]نظریه نرخ ارز دارای یک موقعیت اساسی غیرقابل پذیرش در اقتصاد کلان بین المللی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. And even if, I repeat their findings were valid, enough unchallengeable evidence would remain to make them immaterial.
[ترجمه ترگمان]و حتی اگر هم، تکرار می کنم که یافته های آن ها معتبر است، به اندازه کافی هم مدارک قابل اعتراض باقی می ماند که آن ها را بی اهمیت جلوه دهد
[ترجمه گوگل]و حتی اگر من تکرار کنم یافته های آنها معتبر هستند، به اندازه کافی شواهد غیر قابل اطمینان باقی می ماند تا آنها را ناسازگار باقی بگذارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Many leading scientists do not consider that science can give absolutely reliable and unchallengeable knowledge.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از دانشمندان پیشرو این مساله را در نظر نمی گیرند که علم می تواند به طور مطلق دانش قابل اطمینانی و unchallengeable را ارائه دهد
[ترجمه گوگل]بسیاری از دانشمندان برجسته معتقدند که علم می تواند دانش کاملا قابل اعتماد و غیرقابل انعطاف را بیابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. And yet, having re-read every word, the main conclusion is unchallengeable.
[ترجمه ترگمان]با این همه، پس از خواندن هر کلمه، نتیجه گیری اصلی قابل اعتراض نیست
[ترجمه گوگل]و با این حال، با بازبینی هر کلمه، نتیجه گیری اصلی غیرقابل پذیرش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. When the procedure is correctly observed it is virtually unchallengeable.
[ترجمه ترگمان]وقتی که این عمل به درستی مشاهده شود، واقعا قابل اعتراض نیست
[ترجمه گوگل]هنگامی که این روش به درستی مشاهده می شود، تقریبا غیرممکن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. These two phenomena have given birth to a monstrosity: the all-powerful, unchallenged, unchallengeable media imam.
[ترجمه ترگمان]این دو پدیده تولد یک هیولایی را به دنیا آورده اند: یک روحانی قوی و بلامنازع، یک روحانی رسانه ای
[ترجمه گوگل]این دو پدیده به یک هیولا تبدیل شده است به امام رسانه های همه قدرتمند، بی قاعده و غیرقابل قبول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. As his mouth opened, Alan saw the gaps in his teeth, but his voice and his movements seemed unchallengeable.
[ترجمه ترگمان]وقتی دهانش باز شد، الن شکاف لای دندان هایش را دید، اما صدایش و حرکاتش سنگین به نظر می رسید
[ترجمه گوگل]همانطور که دهان او باز شد، آلن شکافهای دندان هایش را دید، اما صدای او و حرکاتش به نظر نمی رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. But it's true. And now, not yet a year removed from his summer-long temper tantrum, Kobe Bryant is poised to actually challenge the unchallengeable .
[ترجمه ترگمان]اما حقیقت دارد و در حال حاضر، نه تنها یک سال از کج خلقی خود در تابستان، کوب برایانت آماده است که به طور واقعی the را به چالش بکشد
[ترجمه گوگل]اما درست است و اکنون، کوبی بریانت، هنوز یک سال از تندرنمای طوفان تابستانی او خارج شده است، که واقعا چالش برانگیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• that cannot be challenged

ارتباط محتوایی

جمله های نمونه1. Certain principles and values are assumed to be unchallengeable and therefore to be nurtured. ...انگلیسی به انگلیسیthat cannot be challenged
معنی unchallengeable، مفهوم unchallengeable، تعریف unchallengeable، معرفی unchallengeable، unchallengeable چیست، unchallengeable یعنی چی، unchallengeable یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف u، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف u، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف u
کلمه بعدی: unchallenged
اشتباه تایپی: عدزاشممثدلثشذمث
آوا: /یونچللنگیبل/
عکس unchallengeable : در گوگل

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما