unburned

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of burned.

جمله های نمونه

1. The unburned brick can be stably used under high-temperature vacuum melting conditions after the content of graphite in the brick is reduced.
[ترجمه ترگمان]آجر unburned را می توان به طور پایدار تحت شرایط ذوب خلا با دمای بالا پس از آنکه محتوای گرافیت در آجر کاهش یافت، مورد استفاده قرار داد
[ترجمه گوگل]آجر نشتی را می توان در شرایط ذوب با دمای بالا در دمای پایین، پس از کاهش محتوای گرافیت در آجر کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Reduces air pollution by minimizing the discharge of unburned hydrocarbon.
[ترجمه ترگمان]کاهش آلودگی هوا با به حداقل رساندن تخلیه هیدروکربن آروماتیک
[ترجمه گوگل]کاهش آلودگی هوا با به حداقل رساندن تخلیه هیدروکربن نشتی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The unburned coal contributes more to NO reduction in the coal reburning zone.
[ترجمه ترگمان]زغال سنگ unburned بیشتر به کاهش در منطقه ذغال سنگ coal کمک می کند
[ترجمه گوگل]زغال سنگ نشتی موجب کاهش بیشتر NO در منطقه بازسازی زغال سنگ می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The unburned gasoline or carbon monoxide come out the tail pipe.
[ترجمه ترگمان]بنزین یا مونوکسید کربن لوله دم است
[ترجمه گوگل]بنزین ناپدید شده یا مونوکسید کربن لوله دم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The result is that unburned gasoline or carbon monoxide come out the tail pipe.
[ترجمه ترگمان]نتیجه این است که گازوئیل یا مونوکسید کربن لوله دم را خاموش می کند
[ترجمه گوگل]نتیجه این است که بنزین ناپخته یا مونوکسید کربن لوله دم را بیرون می آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه گوگل]آرزو می کنم که بتوانید از فرهنگ لغت حکم آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Feed it as well with unburned and uncombined foods because that which is simple and natural is best.
[ترجمه ترگمان]غذا را با غذاهای unburned و uncombined تغذیه کنید زیرا این غذاها ساده و طبیعی است
[ترجمه گوگل]آن را نیز با غذاهای نابالغ و غیر همجوار تغذیه کنید زیرا بهترین و ساده ترین و طبیعی ترین آنهاست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Hydrocarbons ( HC ), like carbon monoxide, represent unburned and wasted fuel.
[ترجمه ترگمان]هیدروکربن ها (HC)مانند مونوکسید کربن نشانگر unburned و هدر رفتن سوخت هستند
[ترجمه گوگل]هیدروکربن ها (HC) مانند مونوکسید کربن، سوخت نشتی و هدر رفته را نشان می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Unburned or partially burned oil in the exhaust gases contributes directly to hydrocarbon and particulate emissions.
[ترجمه ترگمان]نفت سوخته و یا تقریبا سوخته در گازهای اگزوز مستقیما به گازهای هیدروکربن و ذرات معلق کمک می کند
[ترجمه گوگل]روغن ناپدید شده یا بخشی از سوخت در گازهای خروجی مستقیم به انتشار هیدروکربن و ذرات جامد کمک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Feed well with unburned and uncombined foods because that which is simple and natural is best.
[ترجمه ترگمان]غذای خوب را با غذاهای unburned و uncombined تغذیه کنید زیرا این غذا ساده و طبیعی است
[ترجمه گوگل]خوراک خوبی با غذاهای نابالغ و غیر همجوار است زیرا بهترین و ساده ترین و طبیعی ترین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. As binding agent, used for fireproof heat insulation casting material, fabricated parts, fireclay and repairing material, plastic unburned brick etc.
[ترجمه ترگمان]به عنوان عامل اتصال، از مواد ریخته گری با عایق حرارت نسوز، قطعات ساخته شده، fireclay و تعمیر مواد، پلاستیک و آجر استفاده می شود
[ترجمه گوگل]به عنوان عامل اتصال دهنده، مورد استفاده برای مواد ریخته گری عایق حرارتی نسوز، قطعات ساخته شده، مواد شیمیائی و تعمیرات، آجر پلاستیک غیر آهنی و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The remainder of the air-fuel charge in the combustion chamber can consist solely of fresh and residual gases, without unburned fuel.
[ترجمه ترگمان]باقیمانده بار هوا - سوخت در محفظه احتراق می تواند تنها شامل گازهای تازه و باقی مانده، بدون سوخت unburned باشد
[ترجمه گوگل]باقی مانده از بار سوخت هوا در محفظه احتراق می تواند تنها از گازهای تازه و باقی مانده، بدون سوخت نشتی تشکیل شده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Through analyzing the combustion process of pulverized coal(PC) and source of unburned PC, the combustion characteristics of PC is studied by means of coal petrography.
[ترجمه ترگمان]با تجزیه و تحلیل فرآیند احتراق زغال سنگ (PC)و منبع of PC، ویژگی های احتراق PC با استفاده از petrography زغال سنگ مورد مطالعه قرار گرفته است
[ترجمه گوگل]از طریق تجزیه و تحلیل فرآیند احتراق ذغال سنگ پودر (PC) و منبع نشتی PC، ویژگی های احتراق PC با استفاده از پتروگرافی زغال سنگ بررسی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These filters reduce air pollution by minimizing the discharge of unburned carbon monoxide.
[ترجمه ترگمان]این فیلترها آلودگی هوا را با به حداقل رساندن تخلیه کربن مونوکسید کربن کاهش می دهند
[ترجمه گوگل]این فیلترها باعث کاهش آلودگی هوا با به حداقل رساندن تخلیه مونوکسید کربن نشتی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. If the flammable gas supply cannot be shut off, the continued escape of unburned gas can create an explosive mixture in the air.
[ترجمه ترگمان]اگر منبع گاز قابل اشتعال را نتوان خاموش کرد، فرار مداوم گاز unburned می تواند باعث ایجاد یک مخلوط انفجاری در هوا شود
[ترجمه گوگل]اگر عرضه گاز قابل اشتعال نمی تواند خاموش شود، فرار ادامه گاز ناپدید می تواند یک مخلوط انفجاری در هوا ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• not burned, not scorched

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما