unabridged

/ˌənəˈbrɪdʒd//ˌʌnəˈbrɪdʒd/

معنی: کامل، مشروح، کوتاه نشده، مختصرنشده، تلخیص نشده
معانی دیگر: خلاصه نشده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: not condensed or shortened; complete.
مترادف: complete, entire, intact, uncut, whole
متضاد: abridged
مشابه: comprehensive, exhaustive, inclusive, thorough
اسم ( noun )
• : تعریف: an unabridged dictionary.
مشابه: dictionary

جمله های نمونه

1. the unabridged edition of a novel
ویرایش خلاصه نشده ی یک رمان

2. The message in the newspaper is unabridged.
[ترجمه گوگل]پیام در روزنامه خلاصه نشده است
[ترجمه ترگمان]پیام این روزنامه unabridged است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Have you read the unabridged edition of that book?
[ترجمه سمانه] نسخه کامل کتاب را خوانده ای؟
|
[ترجمه گوگل]آیا نسخه خلاصه نشده آن کتاب را خوانده اید؟
[ترجمه ترگمان]تو نسخه قدیمی اون کتاب رو خوندی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Even today I see at Merriam Webster Unabridged the barest wisp of an entry. They point to the word stir.
[ترجمه گوگل]حتی امروز من در Merriam Webster Unabridged بی‌هوده‌ترین نوشته‌های ورودی را می‌بینم به کلمه هم بزنید اشاره می کنند
[ترجمه ترگمان]حتی امروز هم به مریم وبستر در بخش کوچکی از entry که در آنجا حضور دارد، نگاه می کنم به کلمه حرکت اشاره می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Webster's Third New International Dictionary (Unabridged), re- printed in 200 provides a new definition of Anti Semitism which has not been updated since 195
[ترجمه گوگل]سومین دیکشنری بین المللی جدید وبستر (نابرج)، که در سال 200 تجدید چاپ شد، تعریف جدیدی از یهودی ستیزی ارائه می دهد که از سال 195 به روز نشده است
[ترجمه ترگمان]سومین فرهنگ لغت بین المللی جدید وبستر (unabridged)، که در سال ۲۰۰ به چاپ رسید، تعریفی جدید از ضد سامی ارائه می دهد که از سال ۱۹۵ تاکنون به روز نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Local libraries store lots of unabridged audio tapes on almost every subject that you can imagine.
[ترجمه گوگل]کتابخانه‌های محلی تعداد زیادی نوار صوتی غیرقابل اختصار را در مورد هر موضوعی که می‌توانید تصور کنید ذخیره می‌کنند
[ترجمه ترگمان]کتابخانه های محلی بسیاری از نوارهای صوتی ضبط شده را تقریبا در هر موضوعی که می توانید تصور کنید، ذخیره می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Another was reading Gibbon unabridged. The one who'd been subsisting on Yoplait and radishes was in the bathroom, changing her hair color again.
[ترجمه گوگل]دیگری داشت گیبون را بدون خلاصه می خواند کسی که با یوپلیت و تربچه زندگی می کرد در حمام بود و دوباره رنگ موهایش را تغییر می داد
[ترجمه ترگمان]دیگری کتاب گیبن unabridged را می خواند کسی که از Yoplait و تربچه اویزان بود در حمام بود و دوباره رنگ موهایش را عوض می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Being an entirely new and unabridged edition.
[ترجمه گوگل]یک نسخه کاملا جدید و خلاصه نشده است
[ترجمه ترگمان] یه ویرایش کاملا نو و کوتاه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Merriam Webster Unabridged Dictionary is the only source that I found that points further back than Latin in its etymology.
[ترجمه گوگل]دیکشنری کوتاه نشده مریام وبستر تنها منبعی است که من پیدا کردم که در ریشه شناسی آن به عقب تر از لاتین اشاره دارد
[ترجمه ترگمان]دیکشنری Merriam وبستر تنها منبعی است که من متوجه شده ام که بیشتر از لاتین در ریشه شناسی آن اشاره دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. You are always whole and always unabridged.
[ترجمه گوگل]شما همیشه کامل هستید و همیشه خلاصه نشده اید
[ترجمه ترگمان]تو همیشه کامل و همیشه کوتاه بودی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The Random House Unabridged Dictionary defines "to settle" as "to place in a desired state or order; to quiet, calm or bring to rest; to make stable. "
[ترجمه گوگل]فرهنگ لغت نامشخص Random House «قرار دادن» را اینگونه تعریف می کند: «قرار دادن در وضعیت یا نظم دلخواه؛ ساکت کردن، آرام کردن یا به آرامش دادن، پایدار کردن»
[ترجمه ترگمان]فرهنگ unabridged خانه تصادفی \"برای اقامت در یک کشور یا نظم مورد نظر\" را تعیین می کند؛ ساکت، آرام، یا برای استراحت؛ و ثبات ایجاد می کند \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. About forty percent of the 224 polysyllabic conjunctions have not been included in the Chinese Dictionary (unabridged) by comparison.
[ترجمه گوگل]حدود چهل درصد از 224 حرف ربط چند هجایی در فرهنگ لغت چینی (به صورت خلاصه نشده) در مقایسه گنجانده نشده است
[ترجمه ترگمان]حدود چهل درصد از ۲۲۴ polysyllabic conjunctions در فرهنگ لغت چینی (unabridged)در مقایسه گنجانده نشده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. " The downloadable, unabridged audio version of the book runs nine hours and costs $2 9 a bargain compared with the video, which is only 23 minutes and costs $ 9
[ترجمه گوگل]نسخه صوتی قابل دانلود و خلاصه نشده کتاب نه ساعت طول می کشد و در مقایسه با ویدیو که فقط 23 دقیقه است و 9 دلار قیمت دارد، 29 دلار قیمت دارد
[ترجمه ترگمان]\" نرم افزارهای قابل دانلود و قابل دانلود این کتاب نه ساعت اجرا می شود و در مقایسه با این ویدیو که تنها ۲۳ دقیقه است و ۹ دلار هزینه دارد، ۲ ۹ دلار هزینه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There are not words enough in the unabridged to describe it.
[ترجمه گوگل]کلمات کافی برای توصیف آن وجود ندارد
[ترجمه ترگمان]کلمات کافی در the برای توصیف آن وجود ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کامل (صفت)
main, large, absolute, total, full, perfect, complete, thorough, exact, mature, whole, plenary, stark, orbicular, culminant, unabridged, intact, exhaustive, full-blown, full-fledged, unqualified, integral, unmitigated

مشروح (صفت)
detailed, comprehensive, unabridged

کوتاه نشده (صفت)
unabridged

مختصرنشده (صفت)
unabridged

تلخیص نشده (صفت)
unabridged

به انگلیسی

• complete, not shortened, not abridged
an unabridged piece of writing, for example a book or article, is complete and not shortened in any way.

پیشنهاد کاربران

نسخه اصلی و کامل یک کتاب، مقاله و. . . .
مشروح، کامل و اولیه ، ادیت نشده، خلاصه نشده
Full - length
Uncut
Complete
Abridged : shortened

• I didn’t read the unabridged version because it’s super long
• an unabridged audiobook
/ʌnəˈbrɪdʒd/
( of a text ) not cut or shortened; complete
( متن، صحبت ) عیناً، بصورت کامل، نقل قول مستقیم
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما