ultranationalist

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of nationalist.

جمله های نمونه

1. Yeltsin is taking shots from Communists, ultranationalists and even the progressive democrats who used to be his allies.
[ترجمه گوگل]یلتسین از کمونیست ها، ناسیونالیست های افراطی و حتی دموکرات های مترقی که قبلاً متحدان او بودند، عکس می گیرد
[ترجمه ترگمان]یلتسین از کمونیست ها، ultranationalists و حتی دموکرات ها پیشرو که قبلا متحد او بوده اند، گرفته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Liberal Democratic Party was recognized to be in fact an ultra-nationalist formation.
[ترجمه گوگل]حزب لیبرال دموکرات در واقع یک تشکیلات افراطی ناسیونالیست شناخته شد
[ترجمه ترگمان]حزب لیبرال لیبرال به عنوان یک تشکیل بسیار ملی گرایی شناخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. General Vladimir Fyodorov led an ultranationalist government to power in 2002 on a platform pledged to eliminating organized crime at any cost.
[ترجمه گوگل]ژنرال ولادیمیر فئودوروف در سال 2002 یک دولت افراطی ناسیونالیست را به قدرت رساند که متعهد شده بود به هر قیمتی جنایت سازمان یافته را از بین ببرد
[ترجمه ترگمان]ژنرال ولادیمیر Fyodorov یک دولت ultranationalist را در سال ۲۰۰۲ بر روی سکویی که متعهد به حذف جرم سازمان یافته به هر قیمتی شده بود، رهبری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Many observers are worried that a resurgent interest in local cultures must inevitably lead to xenophobia and ultra-nationalist sentiment.
[ترجمه گوگل]بسیاری از ناظران نگران هستند که علاقه دوباره به فرهنگ‌های محلی ناگزیر به بیگانه‌هراسی و احساسات فوق‌ناسیونالیستی منجر شود
[ترجمه ترگمان]بسیاری از ناظران نگران هستند که علاقه مجدد به فرهنگ های محلی ناگزیر به بیگانه هراسی و احساسات ultra گرایانه منجر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It is a populist, ultranationalist and xenophobic party of the kind that thrives in times of crisis.
[ترجمه گوگل]این یک حزب پوپولیست، فراملی گرا و بیگانه هراس است که در مواقع بحران رشد می کند
[ترجمه ترگمان]این یک حزب مردمی، ultranationalist و بیگانه ترسی از نوعی است که در زمان بحران رشد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The attack follows the murder earlier this year of Armenian-Turkish editor Hrant Dink by an ultranationalist, which prompted extra security measures to be taken for writers and journalists.
[ترجمه گوگل]این حمله به دنبال قتل هرانت دینک سردبیر ارمنی-ترک در اوایل سال جاری توسط یک ملی‌گرای افراطی صورت گرفت که باعث شد تدابیر امنیتی بیشتری برای نویسندگان و روزنامه‌نگاران اتخاذ شود
[ترجمه ترگمان]این حمله در اوایل سال جاری به دنبال قتل ویراستار ارمنی - ترکیه ای Hrant dink توسط an انجام شد که باعث شد اقدامات امنیتی بیشتری برای نویسندگان و روزنامه نگاران انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Returning to power 10 years after he was voted out as prime minister, Netanyahu selected ultranationalist Avigdor Lieberman as foreign minister which has sparked international concern.
[ترجمه گوگل]نتانیاهو با بازگشت به قدرت 10 سال پس از رای گیری به عنوان نخست وزیر، آویگدور لیبرمن، ملی گرا افراطی را به عنوان وزیر خارجه انتخاب کرد که نگرانی بین المللی را برانگیخت
[ترجمه ترگمان]نتانیاهو پس از اینکه به عنوان نخست وزیر انتخاب شد ۱۰ سال پس از اینکه به عنوان نخست وزیر انتخاب شد، ultranationalist لیبرمن را به عنوان وزیر امور خارجه انتخاب کرد که موجب نگرانی بین المللی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The rise of China over the past three decades has been astonishing. But it has lacked the one feature it needed fully to satisfy the ultranationalist fringe: an accompanying decline of the West.
[ترجمه گوگل]ظهور چین در سه دهه گذشته شگفت انگیز بوده است اما فاقد یک ویژگی است که برای ارضای کامل حواشی فراملی گرا به آن نیاز داشت: افول غرب
[ترجمه ترگمان]افزایش چین در طول سه دهه گذشته حیرت انگیز بوده است اما فاقد این ویژگی است که به طور کامل نیاز به برآورده کردن ریشه های ultranationalist دارد: کاهش همراهی غرب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. But it has lacked the one feature it needed fully to satisfy the ultranationalist fringe: an accompanying decline of the West. Now capitalism is in a funk in its heartlands .
[ترجمه گوگل]اما فاقد یک ویژگی است که برای ارضای کامل حواشی فراملی گرا به آن نیاز داشت: افول غرب اکنون سرمایه داری در قلب خود در یک فانک است
[ترجمه ترگمان]اما فاقد این ویژگی است که به طور کامل نیاز به برآورده کردن ریشه های ultranationalist دارد: کاهش همراهی غرب اکنون سرمایه داری در a خود به سر می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But it has lacked the one feature it needed fully to satisfy the ultranationalist fringe: an accompanying decline of the West.
[ترجمه گوگل]اما فاقد یک ویژگی است که برای ارضای کامل حواشی فراملی گرا به آن نیاز داشت: افول غرب
[ترجمه ترگمان]اما فاقد این ویژگی است که به طور کامل نیاز به برآورده کردن ریشه های ultranationalist دارد: کاهش همراهی غرب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• فراملی گرا / افراطی ملی گرا
• فوق ملی گرا / طرفدارِ تعصبِ ملیِ افراطی
• کسی که برتریِ ملی را به صورتِ افراطی ترویج می کند
🔸 معنی دقیق:
به فرد، گروه، یا ایدئولوژی ای گفته می شود که به صورتِ افراطی و تعصب آمیز به ملی گرایی پایبند است و معمولاً بر برتریِ ملی، یکپارچگیِ سرزمینی، و حفاظت از فرهنگِ ملی به بهایِ نادیده گرفتنِ حقوقِ دیگران یا همکاریِ بین المللی تأکید دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

• بارِ معناییِ آن به شدت منفی است و به دیدگاهی اشاره دارد که با بیگانه هراسی، نژادپرستی، یا توسعه طلبیِ افراطی همراه است.
• در سیاست، این واژه اغلب برای توصیفِ احزابِ راستِ افراطی، گروه هایِ شبه نظامی، یا رژیم هایِ اقتدارگرا به کار می رود.