ugly

/ˈəɡli//ˈʌɡli/

معنی: زشت، ترسناک، کریه، مهیب، بد منظر، بد گل، نا زیبا، بی قواره
معانی دیگر: گست، شبست، قناس، ورخچ، مزخج، بدریخت، بدقیافه، زننده، ناخوشایند، قبیح، رکیک، شنیع، هراس آور، وحشتناک، بسیار بد، تهدیدآمیز، بدقلق، بد خلق، زود خشم
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
حالات: uglier, ugliest
مشتقات: uglily (adv.), ugliness (n.)
(1) تعریف: having an unpleasant appearance; unattractive; unsightly.
مترادف: ill-favored, unattractive, unsightly
متضاد: attractive, beautiful, fair, good-looking, handsome, lovely, picturesque, pretty, stunning
مشابه: hideous, homely, plain

- an ugly wart on the nose
[ترجمه H] یک زگیل زشت روی بینی
|
[ترجمه ترگمان] یک زگیل زشت روی بینی
[ترجمه گوگل] زگیل زشت روی بینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: objectionable or offensive in some way; repulsive; disagreeable.
مترادف: disgusting, hideous, objectionable, offensive, repulsive
متضاد: agreeable, beautiful, pleasant
مشابه: abhorrent, abominable, disagreeable, distasteful, foul, loathsome, nasty, obnoxious, odious, repellent, repugnant, revolting, rotten, sickening, unpleasant, unseemly

- ugly accusations
[ترجمه ترگمان] اتهامات زشتی
[ترجمه گوگل] اتهام زشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- an ugly climate
[ترجمه ترگمان] آب و هوای بد
[ترجمه گوگل] آب و هوای زشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: threatening or troublesome; hostile.
مترادف: forbidding, hostile, ominous, threatening, unfriendly
مشابه: currish, inauspicious, mean, menacing, nasty, offensive, portentous, quarrelsome, sinister, surly, troublesome, violent, wild

- The mob soon turned ugly.
[ترجمه ترگمان] جمعیت به زودی زشت شد
[ترجمه گوگل] به زودی زخمی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: morally offensive.
مترادف: foul, hideous, nasty, repugnant, sordid, vile
مشابه: contemptible, despicable, disgraceful, disgusting, dishonorable, execrable, offensive, opprobrious, repulsive, rotten, shameful

- an ugly scandal
[ترجمه ترگمان] یک رسوایی زشت …
[ترجمه گوگل] رسوایی زشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. ugly clouds
ابرهای هراس انگیز

2. ugly crimes
جنایت های شنیع

3. ugly sounds
صداهای ناخوشایند

4. an ugly building
یک عمارت زشت

5. an ugly habit
یک عادت زشت

6. an ugly huddle of old buildings
مجموعه ی زشتی از خانه های کهنه

7. an ugly sea
دریای توفانی

8. an ugly storm
یک توفان وحشتناک

9. his ugly face
قیافه کریه او

10. the ugly and the beautiful
زشت و زیبا

11. those ugly tall buildings do violence to the beauty of esfahan
آن ساختمان های زشت و بلند به زیبایی اصفهان لطمه می زنند.

12. as ugly as sin
بسیار زشت

13. don't utter ugly words in front of the children!
جلو بچه ها حرف های رکیک نزن !

14. what seems ugly to you is my beloved
محبوب من است آنکه به نزدیک تو زشت است

15. that drunken man's ugly behavior
رفتار قبیح آن مرد مست

16. the beautiful and the ugly
زیبا و زشت

17. how dare you impute such ugly intentions to him
چطور جرئت می کنی چنین نیت های زشتی را به او نسبت بدهی ؟

18. wipe that sneer off your ugly face!
آن پوزخند را از چهره ی زشتت بردار!

19. a mash of stale jokes and ugly dances
آش شله قلمکاری از بذله های کهنه و رقص های زشت

20. i wished i could smack his ugly face!
خیلی دلم می خواست یک چک توی آن صورت زشتش بزنم !

21. to avert one's eyes from an ugly sight
چشم خود را از منظره زشتی برتافتن

22. today our teacher was in an ugly mood
امروز معلم ما دل و دماغ خوبی نداشت.

23. if you want to marry my daughter you must get rid of this ugly mustache!
اگر می خواهی دختر مرا بگیری باید این سبیل زشت را بتراشی !

24. I find a lot of modern architecture very ugly.
[ترجمه RZ] من مقدار زیادی معماری مدرن پیدا کردم که بسیار زشت بودند.
|
[ترجمه ترگمان]من معماری مدرن بسیاری را خیلی زشت می دانم
[ترجمه گوگل]من بسیاری از معماری مدرن را بسیار زشت می بینم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

25. The nail perforated her coat and left an ugly rip.
[ترجمه ترگمان]میخ کتش را سوراخ کرد و پاره زشتی به جا گذاشت
[ترجمه گوگل]ناخن کت خود را سوراخ کرد و یک برش زشت را ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

26. You've got an ugly tie on.
[ترجمه ترگمان]کراوات زشتی داری
[ترجمه گوگل]شما یک کراوات زشت داشتید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

27. Nick's dog is as ugly as sin .
[ترجمه ترگمان]سگ نیک به اندازه گناه زشت است
[ترجمه گوگل]سگ نیک به اندازه گناه زشت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

28. Your dog's an ugly brute, isn't it?
[ترجمه ترگمان]سگ شما حیوان زشتی است، این طور نیست؟
[ترجمه گوگل]سگ شما یک زشت زشت است، آیا این نیست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

29. A fungus of ugly little houses sprang up.
[ترجمه ترگمان]یک قارچ زشت و زشت از جا جست
[ترجمه گوگل]یک قارچ خانه های کوچک زشت رو به زوال بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

30. The river that runs through Middlesbrough became ugly on the eye and hard on the nose.
[ترجمه ترگمان]این رودخانه که از میدلزبورو عبور می کند با چشم و روی بینی اش زشت شده است
[ترجمه گوگل]رودخانه ای که از طریق میدلزبرو عبور می کند زخمی بر روی چشم شد و روی بینی شدید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زشت (صفت)
abhorrent, heinous, hideous, nefarious, bawdy, ugly, bad, obscene, abominable, execrable, gross, scurrilous, rude, offensive, awry, nasty, contumelious, awkward, black, unfavorable, flagrant, maladroit, backhand, ungainly, dirty, horrid, gash, unpleasant, fulsome, disgusting, invidious, ham-handed, heavy-handed, homely, ill-favored, ill-favoured, pocky, uncouth, ungraceful, unhandsome

ترسناک (صفت)
hideous, ugly, scarey, scary, appalling, terrible, dreadful, ghastly, formidable, fearsome, grim, tremendous, forbidding, dire, horrid, direful, lurid, macabre, direst, terrific, hair-raising, redoubtable, nightmarish, trepid

کریه (صفت)
ugly, obscene, detestable, offensive, nasty, unsightly, noisome, haggish

مهیب (صفت)
hideous, ugly, terrible, gruesome, horrific, dreadful, formidable, fearsome, forbidding, horrible, dire, grisly, direful, terrific, horrendous

بد منظر (صفت)
ugly, gash, unsightly, unseemly

بد گل (صفت)
ugly, homely

نا زیبا (صفت)
ugly, unworthy, unbecoming, unseemly, inelegant, unbeautiful, ungraceful, unhandsome

بی قواره (صفت)
ugly

به انگلیسی

• not good looking, homely, unsightly; objectionable, unpleasant; morally offensive; unkind, mean, disagreeable; threatening, ominous
someone or something ugly is very unattractive in appearance.
an ugly situation is very unpleasant, and often involves violence.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیزشت، ترسناک، کریه، مهیب، بد منظر، بد گل، ...معانی متفرقهگست، شبست، قناس، ورخچ، مزخج، بدریخت، بدق ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) حالات : uglier, ugliest مشتقات : uglily ( adv. ) , ugliness ( n. ) • ( 1 ) تعر ...جمله های نمونه1. ugly clouds ابرهای هراس انگیز 2. ugly crimes جنایت های شنیع 3. ugly sounds صداهای ناخوشای ...مترادفزشت ( صفت ) abhorrent, heinous, hideous, nefarious, bawdy, ugly, bad, obscene, abominable, execrab ...انگلیسی به انگلیسیnot good looking, homely, unsightly; objectionable, unpleasant; morally offensive; unkind, mean, dis ...
معنی ugly، مفهوم ugly، تعریف ugly، معرفی ugly، ugly چیست، ugly یعنی چی، ugly یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف u، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف u، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف u، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف u
کلمه بعدی: ugly behavior
اشتباه تایپی: علمغ
آوا: /یوگلی/
عکس ugly : در گوگل
معنی ugly

پیشنهاد کاربران

زشت
وحشتناک ، ترسناک
زشت
بی ریخت
مخالف زیبا
Unattractive

کریه و زشت
زشت بی ریخت
زشت، کوتوله، بد قیافه، و مخالفشم میشه beutiful
زشت/قبیح/
Ugly Husband of Humorous Humor is also a lot of you
شوهر زشت چاق دهاتی بد اخلاق از سرت تو هم زیادیه
You were more ugly in your childhood
تو بچگیت هم زشت تر بودی
شما در دوران کودکی زشت تر بودید

زشت
You were more ugly in your childhood
تو بچگیت هم زشت تر بودی
زشت. ترسناک. مهیب. یا چیزی یا کسی که خوشکل نیست
زشت ، نازیبا، ترسناک
زشت و بی ریخت

بد ریخت ، بد قیافه، زشت پیکر
زشت بد قیافه
زشت. بدریخت
زشـــت، بد شکل، بد ریخــت
بدظاهر
مخالف زیباPRETTY
بی ریخت
Opposite of beautiful
زشت و کریه
این کلمه به معنای زشت، ترسناک، وحشناک، هست و مخالفش beautiful هست که به معنای زیبا قشنگ و. . . است
حال به هم زن، تهوع آور، مشمئز کننده، زشت و در یک کلام اصلاح طلب
پلید
زشت - اما خیلی مودبانه نیست
زشنت ترسناک م۶یب خطرناک یا دردسر بد قواره تهوو دار دیوانه مهیب وحشتناک
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما