برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1469 100 1

upturned


System.String[]

واژه upturned در جمله های نمونه

1. They were sitting round the fire on upturned boxes.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها روی جعبه‌های وارونه نشسته بودند
[ترجمه گوگل]آنها در جعبه های پر از صندلی نشسته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His overcoat collar upturned all the morning.
[ترجمه ترگمان]یقه پالتوی او تمام صبح را بالا کرده بود
[ترجمه گوگل]یقه ی شلوار او صبح تمام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The cat was sitting on an upturned crate.
[ترجمه ترگمان]گربه روی یک جعبه وارونه نشسته بود
[ترجمه گوگل]گربه روی صندوق عقب نشسته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He smiled down into her upturned face .
[ترجمه ترگمان]او به صورت وارونه او لبخند زد
[ترجمه گوگل]او لبخند زد و به چهره او افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She looked down at the sea of upturned ...

مترادف upturned

روبترقی (صفت)
upward , upturned

معنی کلمه upturned به انگلیسی

upturned
• if something is upturned, it points upwards.
• upturned also means upside down.

upturned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mari
Upturned noise
دماغ سر بالا
دانیال
واژگون شده یا واژگون
سهیلا سهرابی
زیر و رو شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی upturnedکلمه : upturned
املای فارسی : یوپتورند
اشتباه تایپی : عحفعقدثی
عکس upturned : در گوگل

آیا معنی upturned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران