برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1402 100 1

unworried

بررسی کلمه unworried

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of worried.
مشابه: carefree, secure

واژه unworried در جمله های نمونه

1. He seemed unworried by the small matter of the war that was in progress.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید از مساله کوچکی که در حال پیشرفت بود نگران شده باشد
[ترجمه گوگل]به نظر میرسید که موضوع کوچک جنگ است که در جریان بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Benefits for commuters and migrants leave Swedes unworried by tales of Danish ghettos in Malmo.
[ترجمه ترگمان]Benefits برای مسافران و مهاجران سوئدی را ترک می‌کنند تا با داستان‌های ghettos دانمارک در Malmo ایستادگی کنند
[ترجمه گوگل]مزایای برای مسافران و مهاجران سوئدی ها را با داستان های گتوی دانمارکی در مالمو نادیده می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She appeared unworried by criticism.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسید که از من انتقاد کرده‌است
[ترجمه گوگل]او ناشی از انتقاد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Boss unworried, Company secure, Customer Relieved" is our company's pledge. "
[ترجمه ترگمان]رئیس منتظر است، شرکت ایمن، مشتری آسوده‌خاطر \"، تعهد شرکت ما است
[ترجمه ...

معنی کلمه unworried به انگلیسی

unworried
• not anxious or worried

unworried را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
آسوده خاطر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unworried مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )