برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1470 100 1

unveil

/ənˈveɪl/ /ˌʌnˈveɪl/

معنی: اشکار ساختن، نمودار کردن
معانی دیگر: پرده برداری کردن، نمایان کردن، رفع حجاب کردن، بی حجاب کردن یا شدن، نقاب برکشیدن، حجاب برداشتن

بررسی کلمه unveil

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: unveils, unveiling, unveiled
مشتقات: unveiled (adj.)
(1) تعریف: to remove a veil or other cover from, esp. to display for the first time.
متضاد: veil

- The mayor unveiled the new statue.
[ترجمه ترگمان] شهردار از مجسمه تازه پرده‌برداری کرد
[ترجمه گوگل] شهردار مجسمه جدید را به نمایش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to make known; disclose.
مشابه: expose, reveal

- We planned to unveil our designs for the project.
[ترجمه ترگمان] ما برنامه‌ریزی کردیم که طرح‌های خود را برای این پروژه رونمایی کنیم
[ترجمه گوگل] ما قصد داریم طرح های خود را برای این پروژه اعلام کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه unveil در جمله های نمونه

1. to unveil a statue
از مجسمه پرده‌برداری کردن

2. Apple plans to unveil a new iPad early this month.
[ترجمه ترگمان]اپل در نظر دارد اوایل این ماه یک آی پد جدید را رونمایی کند
[ترجمه گوگل]اپل در اوائل این ماه اپل را معرفی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Companies from across Europe are here to unveil their latest models.
[ترجمه ترگمان]شرکت‌هایی از سراسر اروپا در اینجا هستند تا آخرین مدل‌های خود را ارائه کنند
[ترجمه گوگل]شرکت هایی از سراسر اروپا برای به نمایش گذاشتن آخرین مدل های خود اینجا هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The 14-member panel will unveil its proposals Tuesday.
[ترجمه ترگمان]هیات ۱۴ نفره پیشنهادها خود را در روز سه‌شنبه رونمایی خواهد کرد
[ترجمه گوگل]پانل 14 عضو سه شنبه پیشنهاد خود را اعلام خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There are reports that Toyota will unveil a fuel cell car later this year.
[ترجمه ترگمان]گزارش‌هایی وجود دارد م ...

مترادف unveil

اشکار ساختن (فعل)
open , manifest , unveil
نمودار کردن (فعل)
snarl , unveil

معنی کلمه unveil به انگلیسی

unveil
• reveal, uncover, disclose
• when someone unveils something such as a new statue or painting, they draw back a curtain which is covering it, in a special ceremony.
• if you unveil something that has been a secret, you make it known; a formal use.
unveil a memorial
• reveal a memorial, show a memorial to the public
unveil a plan
• reveal an idea to perform an action in the future, expose a plan
unveil a secret
• expose a secret, reveal a secret
unveil a statue
• remove a covering from a new statue

unveil را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرعباس
رونمایی کردن .پرده برداشتن .پرده برداری کردن .اشکار ساختن .معرفی کردن
Shirinbahari
آشکار کردن. برای اولین بار نشان دادن
There was an uneasy silence as the marketing director unveiled
his plans for the coming year.
هاتف صادقی
رونمایی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unveil
کلمه : unveil
املای فارسی : یونویل
اشتباه تایپی : عدرثهم
عکس unveil : در گوگل

آیا معنی unveil مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران