برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

unselfishly

واژه unselfishly در جمله های نمونه

1. She has loyally and unselfishly spent every day at her husband's side.
[ترجمه ترگمان]او هر روز را در کنار شوهرش می‌گذراند
[ترجمه گوگل]او هر روز در کنار همسر خود وفادار و بی سابقه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Loving rebellious children unselfishly can bring great suffering to parents.
[ترجمه ترگمان]عشق ورزیدن به کودکان سرکش می‌تواند باعث درد و رنج زیادی برای والدین شود
[ترجمه گوگل]دوست داشتن کودکان بی رحمانه بدون هیچ مشکلی می تواند به والدین رنج بزند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He acted unselfishly when he helped her get the promotion.
[ترجمه ترگمان]وقتی به او کمک کرد ترفیع بگیرد، خیلی خوب رفتار کرد
[ترجمه گوگل]او هنگامی که به او کمک کرد ارتقاء داده شود، خودکفا عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. At least, he had saved his country from foolish fratricide by unselfishly renouncing the presidency.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، وی کشور خود را از کشتن foolish با دست کشیدن از مقام ریاست‌جمهوری نجات داده بود
[تر ...

معنی کلمه unselfishly به انگلیسی

unselfishly
• in an unselfish manner

unselfishly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جلال نجاریزدی
متواضعانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی unselfishly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )