برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1405 100 1

unseen

/ənˈsiːn/ /ʌnˈsiːn/

معنی: نادیده، مکشوف نشده، مشاهدهنشده
معانی دیگر: ندیده، نامرئی

بررسی کلمه unseen

صفت ( adjective )
(1) تعریف: not seen, observed, or discovered; invisible; unnoticed.
مشابه: invisible

(2) تعریف: not anticipated; unforeseen.

واژه unseen در جمله های نمونه

1. sight unseen
بدون دیدن ملک مورد معامله یا چیز مورد بحث

2. Many a flower is born to blush unseen.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از گل‌ها بدون اینکه دیده شوند به دنیا می‌آیند
[ترجمه گوگل]بسیاری از گل ها متولد شده اند تا سرخورده نشوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I had the strong sense of an unseen presence in the room.
[ترجمه ترگمان]احساس قوی یک حضور نادیدنی درون اتاق را داشتم
[ترجمه گوگل]من حس قوی حضور غیرممکن در اتاق داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We bought the table sight unseen and were pleased to find it was perfect for our kitchen.
[ترجمه ترگمان]ما می‌زی را که نادیده گرفته بودیم خریدیم و خوشحال بودیم که آن را به خاطر آشپزخانه خودمان پیدا کردیم
[ترجمه گوگل]ما میز را دیدیم که نامرئی بود و خوشحالیم که برای آشپزخانه ما مناسب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I managed to slip out the room unseen.
[ترجمه ترگمان]بدون اینکه دیده شود از اتاق بیرون رفتم
...

مترادف unseen

نادیده (صفت)
unseen
مکشوف نشده (صفت)
unseen
مشاهدهنشده (صفت)
unseen

معنی عبارات مرتبط با unseen به فارسی

بدون دیدن ملک مورد معامله یا چیز مورد بحث

معنی کلمه unseen به انگلیسی

unseen
• text which was not studied but appears on a test
• invisible, not able to be seen
• you use unseen to describe things that you cannot see.
sight unseen
• without been seen in advance

unseen را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نسرین رنجبر
پنهان
مستور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unseen
کلمه : unseen
املای فارسی : یونسین
اشتباه تایپی : عدسثثد
عکس unseen : در گوگل

آیا معنی unseen مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )