برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1394 100 1

unpardonable

بررسی کلمه unpardonable

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of pardonable.
مشابه: reprehensible

واژه unpardonable در جمله های نمونه

1. The performance seemed to me unpardonable, a contradiction of all that the Olympics is supposed to be.
[ترجمه ترگمان]این عملکرد به نظر من غیرقابل بخشش جلوه می‌کرد، تناقضی که از همه بازی‌های المپیک انتظار می‌رفت
[ترجمه گوگل]عملکرد به نظر من غیرقابل تحمل بود، تضاد همه چیزهایی است که المپیک قرار است باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I must ask a question you may find unpardonable.
[ترجمه ترگمان]باید از سوالی که غیرقابل بخشش است بپرسم
[ترجمه گوگل]من باید از یک سؤال که ممکن است غیر قابل تحمل باشد بپرسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. That would be seen by many as an unpardonable failure that disqualifies him from having a second run.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از آن‌ها را به صورت یک شکست غیرقابل بخششی می‌دید که او را از اقدام دوم محروم می‌ساخت
[ترجمه گوگل]بسیاری از آنها به عنوان یک شکست ناپایدار دیده می شوند که او را از داشتن اجرای دوم محروم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The priggism of intellectual pretension is the one unpardonable sin.
...

معنی کلمه unpardonable به انگلیسی

unpardonable
• cannot be forgiven, cannot be pardoned
• unpardonable behaviour is very wrong or rude, and completely unacceptable; a formal word.

unpardonable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جواد علی اکبروند
غیر قابل گذشت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unpardonable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )