برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1466 100 1

unmemorable

بررسی کلمه unmemorable

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of memorable.
متضاد: memorable

واژه unmemorable در جمله های نمونه

1. You know, another of those books with unmemorable titles and a goofy front cover.
[ترجمه ترگمان]می‌دانی، یکی دیگر از آن کتاب‌ها با عناوین unmemorable و جلد چرمی قابل بازی
[ترجمه گوگل]شما می دانید، یکی دیگر از آن کتاب با عنوان فراموش شدنی و یک قاب جلو مسخره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. And they were certainly unmemorable, as they were both defeats, but with promotion already secured.
[ترجمه ترگمان]و آن‌ها قطعا unmemorable بودند، چرا که هر دوی آن‌ها شکست می‌خوردند، اما قبل از این ترفیع مقام گرفته بودند
[ترجمه گوگل]و آنها مسلما غیرمنتظره بودند، زیرا هر دو شکست بودند، اما با ارتقاء در حال حاضر امن شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Other unmemorable early credits include Police Academy 4: Citizens on Patrol (198, Action Jackson (198 and the umpteenth remake of Blood and Sand (19
[ترجمه ترگمان]دیگر اعتبارات اولیه unmemorable عبارتند از: آکادمی پلیس ۴: شهروندان روی گشت (۱۹۸، اکشن جکسون (۱۹۸)و بازسازی خون و ماسه (۱۹)
[ترجمه گوگل]سایر مدارک غیر قابل چشم پوشی اولیه عبارتند از: آکادمی پلیس 4 شهروندان گشتی (198، اکشن جکسون (198 و بازسازی غول پیکر خون و شن (19
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

unmemorable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه .موسوی
بی اهمیت
غیرجالب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unmemorable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران