برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1403 100 1

unlocked

واژه unlocked در جمله های نمونه

1. I unlocked the water pipe and the water drained out.
[ترجمه ننن] من لوله آب را باز کردم وآب بیرون آمد
|
[ترجمه ترگمان]من لوله آب را باز کردم و آب بیرون آمد
[ترجمه گوگل]من لوله آب را باز کردم و آب از بین رفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He unlocked the door of apartment two and disappeared inside after a backward glance at Larry.
[ترجمه ترگمان]او قفل در آپارتمان را باز کرد و پس از یک نگاه به سمت لری ناپدید شد
[ترجمه گوگل]او دو درب آپارتمان را باز کرد و بعد از یک نگاه عقب به لری، در داخل ناپدید شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He unlocked the car and threw the coat on to the back seat.
[ترجمه ترگمان]او ماشین را باز کرد و کت را روی صندلی عقب انداخت
[ترجمه گوگل]او خودرو را باز کرد و کت را روی صندلی عقب گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه unlocked به انگلیسی

unlocked
• not locked, unlatched, unbolted, open
• an unlocked door has not been locked.

unlocked را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید پارساپور
باز شده، از بسته بندی خارج شده ، از تحت کلید در آمده، باز ،
مجتبی احمدی
گشوده شده
ebi
گشوده ، رها ، آزاد ، وِل
میثم پیرحیاتی
کارکرده ، دست دوم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unlocked مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )