برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1355 100 1

unforgiving

/ənfərˈɡɪvɪŋ/ /ˌʌnfəˈɡɪvɪŋ/

بی گذشت، کینه جو

واژه unforgiving در جمله های نمونه

1. He was an unforgiving man who never forgot a slight.
[ترجمه ترگمان]او آدم unforgiving بود که هرگز یک ذره را فراموش نمی‌کرد
[ترجمه گوگل]او یک مرد بی رحم بود که هرگز فراموش نکرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He finds human foibles endearing, but is unforgiving of pretension.
[ترجمه ترگمان]ضعف‌های بشری را دوست‌داشتنی می‌یابد، اما هیچ of ندارد
[ترجمه گوگل]او فتنه های انسانی را دلگرم می کند، اما بی تردید تسلیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The island is an unforgiving place in winter.
[ترجمه ترگمان]این جزیره در زمستان یک مکان ناعادلانه است
[ترجمه گوگل]این جزیره در زمستان یک مکان بیرحمانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It was not an accusatory or unforgiving piece of writing and it was in fact rather moderate and conciliatory in its tone.
[ترجمه ترگمان]این یک تکه ادبی یا unforgiving نبود و در حقیقت لحن آن نسبتا ملایم و آشتی جویانه بود
[ترجمه گوگل]این یک نوشتار متقاعد کننده یا ناسپاس بود و در حقیقت ...

معنی کلمه unforgiving به انگلیسی

unforgiving
• not forgiving, not having mercy
• if someone is unforgiving, they are unwilling to forgive other people for what they think are bad or mistaken actions.

unforgiving را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سحر اندری
بی رحم، مبهم
niki
دشوار، نامساعد،جدی ، طاقت فرسا وسخت = برای آب و هوا و مکان
راحله
ظالم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی unforgiving
کلمه : unforgiving
املای فارسی : یونفرگیوینگ
اشتباه تایپی : عدبخقلهرهدل
عکس unforgiving : در گوگل

آیا معنی unforgiving مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )