برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1355 100 1

unequivocal

/ˌənɪˈkwɪvəkl̩/ /ˌʌnɪˈkwɪvəkl̩/

معنی: صریح، روشن، غیر مبهم، بدون ابهام، اشتباه نشدنی
معانی دیگر: خالی از ابهام

بررسی کلمه unequivocal

صفت ( adjective )
مشتقات: unequivocally (adv.), unequivocalness (n.)
• : تعریف: allowing no doubt or uncertainty; clear and definite.
متضاد: ambiguous, equivocal
مشابه: absolute, certain, clear, definite, distinct, explicit, flat, outright, precise, round

- The experiment was an unequivocal success.
[ترجمه s.pa] این آزمایش یک موفقیت آشکار بود.
|
[ترجمه ترگمان] این آزمایش موفقیت‌آمیز بود
[ترجمه گوگل] این آزمایش یک موفقیت نامناسب بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه unequivocal در جمله های نمونه

1. The answer was an unequivocal 'no'.
[ترجمه Z] جواب یک 'نه' ضریح بود.
|
[ترجمه ترگمان]جواب منفی بود نه
[ترجمه گوگل]جواب این بود که 'هیچ' صریح نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Prime Minister, he said, had the party's unequivocal support.
[ترجمه ترگمان]او گفت که نخست‌وزیر از حمایت صریح حزب برخوردار است
[ترجمه گوگل]او گفت، نخست وزیر، پشتیبانی حزب را به صراحت اعلام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The church has been unequivocal in its condemnation of the violence.
[ترجمه ترگمان]کلیسا در محکومیت این خشونت صریح و صریح بوده‌است
[ترجمه گوگل]کلیسا در محکومیت خشونت قاطع است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. On the whole, their tone was unequivocal.
...

مترادف unequivocal

صریح (صفت)
straight , abstract , definite , definitive , clear , explicit , express , frank , unequivocal , precise , open , punctual , clean-cut , clear-cut , perspicuous
روشن (صفت)
alight , light , bright , on , alive , clean , definite , explicit , express , unequivocal , shrill , vivid , set , transparent , intelligible , sunny , limpid , lucid , clean-cut , distinct , pellucid , clear-cut , cloudless , serene , diaphanous , eidetic , elucidated , fogless , luculent , legible , lightsome , nitid , perspicuous , transpicuous
غیر مبهم (صفت)
unequivocal , unambiguous
بدون ابهام (صفت)
unequivocal
اشتباه نشدنی (صفت)
unequivocal , unerring

معنی کلمه unequivocal به انگلیسی

unequivocal
• clear, unambiguous, unmistakable, conclusive
• an unequivocal statement is clear and can only be understood in one way; a formal word.
unequivocal denial
• clear refusal, beyond a doubt does not want something
unequivocal support
• complete support, total support, solid backing

unequivocal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
بدون شک، بی شک، بدون تردید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر

معنی unequivocal
کلمه : unequivocal
املای فارسی : یونقویوکل
اشتباه تایپی : عدثضعهرخزشم
عکس unequivocal : در گوگل

آیا معنی unequivocal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )