برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

undoable

بررسی کلمه undoable

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of doable.

واژه undoable در جمله های نمونه

1. Also, because transactions can be named, undoable actions inherit their names from current transaction.
[ترجمه ترگمان]همچنین، چون تراکنش ها را می توان نام برد، اقدامات undoable نام خود را از تراکنش های فعلی به ارث می‌برند
[ترجمه گوگل]همچنین، به دلیل اینکه معاملات می توانند نامگذاری شوند، اقدامات غیر قابل حذف، اسامی آنها را از تراکنش فعلی به ارث می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Making this function undoable would also be relatively easy to implement and highly desirable.
[ترجمه ترگمان]ایجاد این تابع برای پیاده‌سازی و بسیار مطلوب بودن نسبتا آسان خواهد بود
[ترجمه گوگل]ساخت این تابع قابل لغو نیز نسبتا آسان است برای پیاده سازی و بسیار مطلوب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This change is not undoable. Are you sure you want to proceed?
[ترجمه ترگمان]این تغییر شکل نگرفته است مطمئنی میخوای ادامه بدی؟
[ترجمه گوگل]این تغییر قابل لغو نیست آیا مطمئن هستید که می خواهید ادامه دهید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Memory is very full. The previous operation is no longer undoable.
...

معنی کلمه undoable به انگلیسی

undoable
• unfeasible, cannot be done, cannot be carried out, unperformable

undoable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهام قدوسی
غیرقابل انجام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی undoable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )