برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1461 100 1

undershoot

/ˌʌndəˈʃuːt/ /ˌʌndəˈʃuːt/

به زیر هدف (تیر) زدن، به هدف نرسیدن

بررسی کلمه undershoot

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: undershoots, undershooting, undershot
(1) تعریف: to shoot or launch a missile so that it falls short of (a target).

(2) تعریف: to bring down an aircraft short of (a landing strip or deck).
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to shoot a missile short of a target, or to bring down an aircraft short of a landing area.

معنی undershoot در دیکشنری تخصصی

undershoot
[برق و الکترونیک] فرو جهش ، پایین خیز - زیرجهش پاسخ گذاری اولیه به تغییر تک جهته در ورودی . این پاسخ مقدم بر حالت گذرای اصلی و در خلاف آن است.
[زمین شناسی] نوعی خطای توپولوژیکی که در آن هر قوس با گره نادرست سبب پیدایش یک پلیگون باز می شود

معنی کلمه undershoot به انگلیسی

undershoot
• shoot short of a target; land short of a target

undershoot را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدصادق هاونگی
هوانوردی = قبل از باندنشستن (تاچ کردنtouch )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی undershoot
کلمه : undershoot
املای فارسی : یوندرشوت
اشتباه تایپی : عدیثقساخخف
عکس undershoot : در گوگل

آیا معنی undershoot مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران