برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1636 100 1
شبکه مترجمین ایران

undergraduate

/ˌəndərˈɡrædʒəwət/ /ˌʌndəˈɡrædʒʊət/

معنی: دانشجوی دوره لیسانس
معانی دیگر: دانشجوی دانشگاه (دوره ی لیسانس)، وابسته به دانشجویان یا آموزش زیر لیسانس، وابسته به دوره ی لیسانس

بررسی کلمه undergraduate

اسم ( noun )
• : تعریف: a college or university student who has not yet earned a degree.

- All undergraduates are required to take physical education classes.
[ترجمه ترگمان] همه دانشجویان کارشناسی باید کلاس‌های آموزش فیزیکی برگزار کنند
[ترجمه گوگل] همه دانشجویان مقطع کارشناسی باید در کلاس های تربیت بدنی شرکت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
صفت ( adjective )
(1) تعریف: having the status of an undergraduate.

- undergraduate students
[ترجمه ترگمان] دانش آموزان دوره کارشناسی
[ترجمه گوگل] دانشجوی لیسانس
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of, pertaining to, characteristic of, or intended for undergraduates.

- an undergraduate course
[ترجمه ترگمان] یک دوره لیسانس
[ترجمه گوگل] یک دوره کارشناسی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه undergraduate در جمله های نمونه

1. she received her undergraduate training at harvard
او در (دانشگاه) هاروارد آموزش دوره‌ی لیسانس خود را گذراند.

2. She had an undergraduate degree in psychology.
[ترجمه ترگمان]او مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی داشت
[ترجمه گوگل]او دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Mr. Stone spent his undergraduate days in Columbia University, majoring in economics.
[ترجمه ترگمان]آقای استون دوره کارشناسی خود را در دانشگاه کلمبیا در رشته اقتصاد گذراند
[ترجمه گوگل]آقای سنگ روزهای کارشناسی خود را در دانشگاه کلمبیا، در رشته اقتصاد، گذرانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She was named the outstanding undergraduate history major at the University of Oklahoma.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان بزرگ‌ترین دانشجوی دوره کارشناسی در دانشگاه اوکلاهوما برگزیده شد
[ترجمه گوگل]او به عنوان تاریخ برجسته تاریخ کارشناسی در دانشگاه اوکلاهاما نامگذاری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Instruction in these subjec ...

مترادف undergraduate

دانشجوی دوره لیسانس (اسم)
undergraduate

معنی کلمه undergraduate به انگلیسی

undergraduate
• university student who has not yet received his first degree
• an undergraduate is a student at a university or college who is studying for his or her first degree. count noun here but can also be used as an attributive adjective. e.g. ...an undergraduate degree.

undergraduate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mysm66
کارشناسی، دانشجوی کارشناسی
سید علی موسوی اناری
فارع التحصیل شده ی کارشناسی.
سید علی موسوی اناری
undergraduate:دانشجوی دوره لیسانس
graduate :فارغ التحصیل‌دوره کارشناسی
postgraduate:دانشجوی ارشد یا دکتری
برقرار باشید دوستان ⚘
احمد
دانشجوی کارشناسی
sara
دانشجوی کارشناسی حقوق دولتی
mahsaa
a student doing a first degree
محسن
وقتی در سایت های دانشگاهی به دنبال این هستید که چه درجه ای را تحصیل کنید به شما دو انتخاب می دهند
undergraduate: لیسانس
graduate: فوق لیسانس
در واقع این یک قرارداد دانشگاهی است.
وگرنه همه میدانند اولی یعنی کسی که در حال خواندن لیسانس است و دومی یعنی کسی که فارغ التحصیل لیسانس می باشد
مرتضی
اسم :

undergraduate ::: دانشجوی کارشناسی

graduate :::: فارغ التحصیل

postgraduate ::: دانشجوی تحصیلات تکمیلی


صفت :

undergraduate :::: کارشناسی

graduate :::: تحصیلات تکمیلی

postgraduate ::: تحصیلات تکمیلی



postgraduate = graduate student
دانشجو تحصیلات تکمیلی

Dark Light
Undergraduate degree : مدرک لیسانس
Graduate degree : مدرک فوق لیسانس
Undergraduate : دانشجوی دوره لیسانس(دانشجوی کارشناسی)
Graduate : دانشجوی دوره فوق لیسانس(دانشجوی کارشناسی ارشد)
Postgraduate = Graduate : وابسته به دوره فوق لیسانس(کارشناسی ارشد)

PhD Student : دانشجوی دوره دکترا
Undergraduate student : دانشجوی دوره لیسانس
Graduate student : دانشجوی دوره فوق لیسانس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی undergraduate

کلمه : undergraduate
املای فارسی : یوندرگردوات
اشتباه تایپی : عدیثقلقشیعشفث
عکس undergraduate : در گوگل

آیا معنی undergraduate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )