برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

underestimate

/ˈʌndəˈrestəˌmet/ /ˌʌndəˈrestɪmeɪt/

معنی: تخمین کم، ناچیز پنداشتن، دست کم گرفتن
معانی دیگر: کم اهمیت (یا کم ارج و غیره) پنداشتن

بررسی کلمه underestimate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: underestimates, underestimating, underestimated
• : تعریف: to appraise at too low a quantity, rate, strength, value, or the like.
مترادف: misjudge, misvalue, underrate, undervalue
متضاد: overestimate
مشابه: belittle, deprecate, depreciate, devalue, discount, disparage, disregard, minimize, misprize, talk down

- The press underestimated the boxer's endurance and wrongly predicted the outcome of the fight.
[ترجمه ترگمان] مطبوعات استقامت و تحمل مشت‌زن را دست‌کم گرفتند و به اشتباه نتیجه مبارزه را پیش‌بینی کردند
[ترجمه گوگل] مطبوعات، استقامت بوکسور را دست کم گرفتند و نتیجه جنگ را به اشتباه پیش بینی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The building collapsed because the weight of the roof was underestimated.
[ترجمه امیر حسین] این ساختمان خراب شد چون وزن سقف را ناچیز پنداشته بودند|
[ترجمه ترگمان] ساختمان فرو ریخت چون وزن سقف ناچیز بود
[ترجمه گوگل] این ساختمان سقوط کرد زیرا وزن سقف کمبود یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه underestimate در جمله های نمونه

1. I admit that I underestimated the power in the bulky fighter's frame.
من اعتراف می کنم که قدرت بدنی آن رزمنده تنومند را دست کم گرفتم

2. Undoubtedly the boss underestimated his employee's ability to work hard.
بون شک رئیس توانای سخت کوشی کارمندش را ناچیز شمرد

3. The value of our house was underestimated by at least two thousand dollars.
قیمت خانه ما حداقل دو هزار دولار کمتر از حد برآورد شد

4. don¨t ever underestimate the strength of this storm!
هرگز قدرت این توفان را دست کم نگیر!

5. he tends to underestimate his enemies and overestimate the power of his own friends
او تمایل دارد که دشمنانش را دست کم بگیرد و قدرت دوستانش را بیش از واقع برآورد کند.

6. Never underestimate your power to change yourself. Never overestimate your power to change others.
[ترجمه ترگمان]هرگز قدرت خود را دست‌کم نگیرید تا خود را تغییر دهید هرگز قدرت خود را دست‌بالا نگیرید تا دیگران را تغییر دهید
[ترجمه گوگل]هرگز توانایی خود را تغییر ندهید هرگز قدرت خود را تغییر ندهید تا دیگران را تغییر دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. None of us should ever underestimate the degree of difficulty women face in career advancement.
...

مترادف underestimate

تخمین کم (اسم)
underestimate
ناچیز پنداشتن (فعل)
disesteem , underestimate
دست کم گرفتن (فعل)
downgrade , underrate , underestimate , minimize , understate

معنی underestimate در دیکشنری تخصصی

underestimate
[ریاضیات] تخمین کم، کاست برآورد

معنی کلمه underestimate به انگلیسی

underestimate
• overly low estimate
• underrate, undervalue, make an estimate that is too low; misjudge the worth of a person or something
• if you underestimate something, you do not realize how large or great it is or will be.
• if you underestimate someone, you do not realize what they are capable of doing.

underestimate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Setayesh-Arya
کم برآورد کردن
الهه
پیروز.فاتح .برنده
زهرا حسینی
محک زدن
🐾 مهدی صباغ
دست کم گرفتن کسی یا چیزی
ب
زدن تو سر مال
محدثه فرومدی
برآورد کم
Mellaart thinks this to be an underestimate : به نظر ملارت این مقدار براورد کمی است
Hadis
کم اهمیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی underestimate

کلمه : underestimate
املای فارسی : یوندرستیمت
اشتباه تایپی : عدیثقثسفهئشفث
عکس underestimate : در گوگل

آیا معنی underestimate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )