برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1403 100 1

under way

/ˈəndərˈweɪ/ /ˈʌndəweɪ/

در حال پیشرفت، در دست عمل، درحرکت، دردست اقدام، در شرف وقوع

بررسی کلمه under way

صفت ( adjective )
(1) تعریف: making progress; moving ahead; advancing.

(2) تعریف: of a ship, not at anchor or moored or aground.

واژه under way در جمله های نمونه

1. A major search is under way to find the escaped prisoners.
[ترجمه ترگمان]یک جستجوی عمده در دست یافتن زندانیان فراری است
[ترجمه گوگل]یک جستجوی عمده در حال انجام است برای پیدا کردن زندانیان فراری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. After some technical hitches the show finally got under way.
[ترجمه ترگمان]بعد از some فنی، نمایش بالاخره به پایان رسید
[ترجمه گوگل]بعد از چندین ضربه فنی، نمایش در نهایت راه افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There are efforts under way to designate the bridge a historic landmark.
[ترجمه ترگمان]تلاش‌هایی در دست انجام است تا پل را یک نقطه عطف تاریخی مشخص کنند
[ترجمه گوگل]تلاش های لازم برای تعیین پل برجسته تاریخی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The trumpets blared as the procession got under way.
[ترجمه ترگمان]همچنان که دسته دسته به راه افتادند، شیپورها شروع به فریاد کردند
[ترجمه گوگل]ترومپت ها به عنوان فرماندهی در دست اجرا شد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه under way به انگلیسی

under way
• coming soon, on the way
• if an activity is under way, it has started.
be under way
• get going, start out, set out

under way را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
درحال انجام
محدثه فرومدی
در دست انجام، در جریان، جاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی under way
کلمه : under way
املای فارسی : آندر وای
اشتباه تایپی : عدیثق صشغ
عکس under way : در گوگل

آیا معنی under way مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )