برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

unapproved

بررسی کلمه unapproved

صفت ( adjective )
• : تعریف: combined form of approved.

واژه unapproved در جمله های نمونه

1. You should submit the unapproved sub package for approval using option - Submit Package For Approval.
[ترجمه ترگمان]شما باید بسته فرعی تایید نشده را برای تایید با استفاده از بسته ارسال گزینه ارسال کنید
[ترجمه گوگل]شما باید بسته زیر را برای تایید با استفاده از گزینه ارسال کنید - ارائه بسته برای تایید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Absence from property, rent arrears and unapproved subletting will put tenants at considerable risk of eviction.
[ترجمه ترگمان]عدم وجود اموال، اجاره عقب‌افتاده و subletting تایید نشده، مستاجران را در معرض خطر قابل‌توجه اخراج قرار می‌دهد
[ترجمه گوگل]فقدان اموال، عقب افتادگی اجاره و عدم تمدید قرارداد، مستاجرین را در معرض خطر جدی قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This is considered an off-label (unapproved) use. Healthcare professionals should communicate the risk of hypomagnesemia to patients if they are recommending prolonged use of an OTC PPIs.
[ترجمه ترگمان]این مورد استفاده غیرقانونی (تایید نشده)در نظر گرفته می‌شود متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید در صورتی که استفاده طولانی‌مدت از گروه OTC را توصیه کنند، خطر ابتلا به سل را به بیماران اعلام کنند
[ترجمه گوگل]این یک استفاده غیرمجاز (بدون تایید) است متخصصان بهداشت و درمان باید در صورت استفاده از یک PPI OTC طولانی مدت، خطر ابتلا به هیپو ...

معنی کلمه unapproved به انگلیسی

unapproved
• not consented to, not sanctioned, unendorsed, not having received approval

unapproved را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m.javid
تایید نشده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی unapproved مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )